اين نظر جلوى خريدار گرفته شود راه زندگى فروشنده به كلى مسدود مىشود پس منفعت فروشنده ايجاب مىكند كه اباحهء اقتضائى نسبت به خريدار هم باشد . ) ولى در فقه ما اين مطلب به اين صورت عنوان نشده است .
اما اضطرارهايى كه حتى خود مضطر هم احساس نمىكند كه از طرف جامعه مضطر و بيچاره شده است و خيال مىكند از قبيل نقصان عضوى در خلقت است كه اصلًا در فقه اسلامى تحت عنوان « اضطرار » نيامده است تا حكم آن معين شود ؛ ولى به حكم اينكه اسلام حقوق را محترم مىشمارد و عدالت را لازم مىداند و هرگونه ظلم و اجحاف و استثمارى را حرام مىشمارد بايد گفت اين گونه سوء استفادهها از بيچارگى مردم حرام است .
يكى از چيزهايى كه توازن و تعادل اجتماعى را بهم مىزند وجود « باتلاقهاى » اجتماعى است ، يعنى مواد توليدى به گودالهاى ويل بريزد . وجود كارخانههاى اسلحه سازى در دنيا كه در اثر رقابت زمامداران پيدا مىشود از اين قبيل است . بايد به دست آورد كه مثلًا امريكا سالى چقدر ثروت عمومى را صرف ساختن اسلحه مىكند و مقايسه شود با بهداشت . گاهى بيرون رفتن آن مواد از كشور براى خارجيها سبب اين باتلاقها مىگردد و گاهى وجود طبقات مفتخوار و مصارف غلط سبب مىشود ؛ از آن جمله است وجود ارتشها و قواى انتظامى زائد و احياناً عليه مردم .
مسلّماً اگر در جامعهاى افراد آن جامعه بيش از حد معمول كار كنند ، مثلًا پانزده ساعت و هجده ساعت كار كنند ، و معذلك نتوانند زندگى خود را تأمين كنند آن جامعه بيمار است . علت آن بيمارى يا اين است كه قوانين اجتماعى آنها غلط است و مثلًا به زن و دختر اجازه كار و هنر نمىدهد و يك نفر بايد عهدهدار مخارج ده نفر باشد ، يا به علت گرانى ارزاق است « 1 » و گرانى ارزاق معلول گرانى عوارض و زياد بودن گمركها و مالياتهاست و زياد بودن اين امور معلول فساد دستگاه حكومت و مورد اعتماد نبودن آن است .
هامش
( 1 ) گاهى علت ، استثمار كارفرماست . سوسياليستها بيشتر به اين جهت توجه دارند .