ط . رژيم سرمايه دارى مالكيت وسائل توليد ، چه طبيعت و چه سرمايه را جايز مىشمارد .
ى . جايز شمردن رباخوارى .
يا . هدف توليد ، منافع افراد است نه مصالح عموم .
يب . در سرمايه دارى منعى براى قطع رابطه ثروت و كار نيست . به عبارت ديگر سود كارنكرده را چه به صورت ارث و چه به صورت ارزش اضافى و درآمد مديريت كارخانه تجويز مىكند .
يج . عملًا تعيين نرخ كارگر به دست كارفرماست .
يد . لازمه سرمايه دارى اين است كه گروهى به قيمت بدبختى گروه ديگر خوشى داشته باشند .
يه . در رژيم سرمايه دارى عملًا بردگى و غلامى در كار است زيرا به قول فيليسين شاله :
منحصر شدن داراييها به اشخاص معدودى در به كار واداشتن كارگران آزاد همان تأثير را داشته است كه شلاق در غلام . رنجبر كه چيزى ندارد مجبور است فوراً مشغول كار شود و الا از گرسنگى خواهد مرد . . . « 1 »
يو . تسلط بر سياست و حاكميت ملى .
يز . جنگ افروزى به خاطر استفاده .
يح . رقابت و مسابقه براى پر كردن جيب خود
هامش
( 1 ) سرمايه دارى و سوسياليسم ص 35