تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
كار را خريد مىتواند از ارزش استعمال آن ( فايده آن ) استفاده كند . ارزش استعمال نيروى كار البته كار است و كار ايجادكننده ارزش است « 1 » . پس همين كه كارفرما نيروى كار را خريد ، آن را مورد استفاده قرار مىدهد . . . از طرف ديگر بر علماى اقتصاد ، امروزه ثابت گرديده است كه خاصيت مخصوص در اين كالاى ممتاز يعنى نيروى كار نهفته است و آن اين است كه نيروى كار مىتواند بيش از مقدار پولى كه براى خريدارى آن مصرف مىگردد ارزش ايجاد نمايد . در مثال بالا اگر كارگر براى يك روز كار ده ريال مزد مىگيرد ، فقط پنج ساعت كار او براى ايجاد ارزش معادل ده ريال كافى است ، ولى كارفرما به پنج ساعت كار قناعت نمىكند بلكه كارگر را ده ساعت يا بيشتر به كار وا مىدارد . اگر باز فرض كنيم اين كارگر در يك روز ده ساعت كار مىكند ، زمان كار او به دو قسمت - كه هريك پنج ساعت است - تقسيم مىگردد . مدت پنج ساعت اول ، لازم و كافى است تا كارگر به اندازه مزدى كه مىگيرد ( ده ريال ) ارزش ايجاد نمايد « 2 » اين مدت پنج ساعت يا قسمت اول مدت كار روزانه را به اصطلاح علم اقتصاد « زمان كار لازم » مىنامند . پس ارزشى كه در نيمه دوم مدت كار روزانه به توسط كار اين كارگر ايجاد مىگردد براى كارفرما سود خالص است . اين ارزش را كه كارگر علاوه بر نيروى كار خود ايجاد مىنمايد « ارزش اضافى » و نيمه دوم مدت كار روزانه را « زمان اضافى كار » مىنامند . ايرادى كه اينجا هست اين است كه چرا قانون رقابت در خريد ، نسبت به اين كالاى ممتاز ، يعنى نيروى كار ، حكمفرما نيست ؟ و بالاخره چرا قانون عرضه و
هامش
( 1 ) خلاصه اينكه [ مطابق متن ] اضافه ارزش از آنجا پيدا مىشود كه ارزش استعمال و فايده هر چيزى اين است كه انسان مستقيماً از آن بهره مىبرد ، ولى فايده نيروى كار اين است كه ايجاد كننده چيزى است كه آن چيز ، يعنى كار ، فايده و ارزش استعمال ايجاد مىكند . ( 2 ) عجبا ! آيا علت اينكه نيروى كارگر قادر است بيش از مقدار كارى كه صرف توليد و ايجاد آن شده است كار ايجاد كند جز اين است كه طبيعتِ زنده است و طبيعت زنده مطلقاً ولو در زراعت يا حيوان اين توانايى در او هست ؟ !