تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤
رقابت را گرفته‌اند ، نقاش يا خطاط يا مؤلف بيچاره مجبور است كه به اصطلاح نيروى كار خود را به قيمت ارزانى بفروشد و با ابزار كارفرما و روى كاغذ و تابلوى او براى او بنويسد و تابلويى تهيه كند كه صدهزار ريال قيمت داشته باشد ولى در مقابل عمل خود هزار ريال بگيرد . اما نام اين ، ارزش اضافى نيست ، يعنى چنين نيست كه چون كارفرما بخور و نميرِ هنرمند را به او پرداخته است پس ارزش واقعى نيروى كار او را داده است و در اين ميان ارزش اضافى جوشيده است ؛ بلكه واقعاً ارزش نيروى كار او معادل است با تمام قيمت آن اثر منهاى بهاى كاغذ و ساير لوازم و فعاليتهايى كه در مقدمه و مؤخره اين كار لازم است ؛ و اگر صاحب تابلو مالك كاغذ و ساير لوازم و فعاليتها نباشد با مالك واقعى كاغذ و ساير لوازم و فعاليتها در اين مولود و فرزند سهيم مىباشد ، ولى البته سهم آنها مساوى نيست ، سهم هركدام بستگى دارد به ارزش بازارى آنها و كارى كه صرف آنها شده است ( چون مصنوع جمادى هستند ) و بستگى دارد به ميزان دخالتى كه در تكوين آن اثر از لحاظ علّى و معلولى داشته‌اند . صفحه 27 : بارى بنا بدين مقدمه و استدلال ، اين ارزش اضافى كه كارگر در زمان كار اضافى ايجاد مىنمايد سرچشمه سود است . از آنچه در بالا گفته شد پاسخ اين مدعا روشن است . در صفحه 58 تحت عنوان « سرمايه » مىگويد : ما مىدانيم كه نيروى كار به تنهايى در جريان توليد دخالت ندارد ، بلكه ابزار توليد مانند ماشينها ، بناى كارخانه ، مواد اوليه ، مواد كمكى نيز لازم است . . . ايجاد ارزش اضافى ممكن نمىگردد مگر به واسطه اتحاد و تشريك مساعى نيروى كار با وسائل توليد . . . ماشينها ، بناى كارخانه ، مواد اوليه و مواد كمكى را نمىتوان سرمايه ناميد مگر به يك شرط و آن اين است كه اين اشياء براى ارزش اضافى و يا به عبارت ديگر براى استثمار نيروى كار مزدور به كار روند . يك چكش را اگر در دست كارگرى باشد كه