تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 472

مساهمون:

ص٤٧٢
تقاضا نسبت به اين كالا لنگ است ؟ مسلماً وقتى كه چنين نيروى صرفه دارى باشد مشترى زياد پيدا خواهد كرد ، يعنى كارفرما زياد خواهد شد و تقاضاى زياد بها را بالا مىبرد و احياناً موجب عرضه زياد مىشود ؛ نوسانات رخ خواهد داد تا بالاخره به تعادل منتهى گردد ؛ همان طورى كه كم و بيش ديده مىشود كه كارفرمايان در موقع صرف داشتن كار ، براى ربودن كارگر با يكديگر مسابقه مىدهند و اربابان نسبت به كشاورزان ، و مزد كارگر افزايش مىيابد زائد بر مقدارى كه براى ايجاد نيروى كار لازم دارد ، هرچند در مرحله بعد به واسطه زياد شدن قوه خريد توده كارگر قيمتها بالا مىرود و سطح زندگى ترقى مىكند ؛ و گاهى به واسطه عدم امكان عرضه زياد ، نرخ پايين نمىآيد . خلاصه چه دليلى هست كه نرخ نيروى كار در بازار اقتصاد سرمايه دارى - كه بازار آزاد و به قول حضرات هرج و مرجى است - مثل ساير كالاها بالا نرود و كارگر از آن استفاده نكند « 1 » ؟ . ثانياًفرضيه گذشته مبتنى بر اين است كه مزدى كه به كارگر داده مىشود - كه مساوى ارزش چيزهايى است كه بايد به مصرف او برسد تا نيروى كار در او باقى بماند و يا موجود گردد - مساوى ارزش واقعى نيروى كار است زيرا على المبنى ارزش هر چيزى مساوى است با مقدار كارى كه در توليد آن صرف شده است . ولى مىتوان گفت همين خود دليل قاطعى است بر بطلان نظريه « ارزش مساوى كارى است كه صرف توليد شىء شده است » بلكه ارزش مساوى است با اثرى كه بر آن شىء ، بالفعل بار است ، خواه كار زياد مصرف آن شده است و خواه كار كم ، خواه علت آن با آنكه كار كم ، مصرف آن شده است [ ارزش زيادى دارد ] اين است كه ابتكار نقش خود را ايفا كرده است و خواه از آن جهت كه طبيعت نقش فعالى داشته است مثل ما نحن فيه . طبيعت با صنعت ، به عبارت ديگر طبيعت زنده و طبيعت مرده كه بعداً بحث خواهد شد ، از اين نظر متفاوت است . فرضاً نظريه
هامش
( 1 ) ممكن است از اين ايراد جواب داد كه فرض ماركسيستها اين است كه مزد كار معادل ارزش واقعى است ، و قانون عرضه و تقاضا را در مورد اين كالا نيز جارى مىدانند . ايراد متن آنگاه وارد است كه فرضيه آنها اين باشد كه به كارگر مزد كمتر از ارزش واقعى داده مىشود . از اين جواب نيز مىتوان جواب داد به اينكه هرچند مزد معادل با ارزش كار يعنى مقدار صرف شده در توليد نيروى كار است ولى از لحاظ امتيازى كه اين كالا دارد خواه ناخواه هميشه بايد بازار سياه داشته باشد و قيمتى بالاتر از ارزش واقعى خود را احراز كند .