تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 469

مساهمون:

ص٤٦٩
است . ما در فصلهاى پيش گفتيم كه « ارزش » ايجاد نمىگردد مگر به واسطه كار ، و در بين تمام كالاهايى كه در بازار مبادله وجود دارد نيروى كار يگانه كالايى است كه قدرت كار در آن نهفته است . پس اين كالا ( نيروى كار نه خود كار ) تنها متاعى است كه مىتواند سرچشمه ايجاد ارزش باشد . نيروى كار در گذشته ( دوره فئوداليته ، دوره بردگى روم قديم ، دوره اقتصاد ساده تجارى ) كالاى قابل خريد و فروش نبوده است . براى آنكه نيروى كار به شكل كالا درآيد دو شرط اصلى لازم است : اول آنكه كارگر ( مالك نيروى كار ) شخصاً ( رَقَبَةً ) آزاد باشد ؛ شرط دوم اينكه مالكِ ابزار كار نباشد تا مجبور شود نيروى كار خود را بفروشد . اين مقدمه براى فروش نيروى كار فقط در مورد كارخانه‌دار صادق است نه بازرگان ، و حال آنكه مقدمه اين فصل شامل بازرگان نيز بود . بعداً راجع به كيفيت شركت بازرگان در ارزش اضافى كار توليدكنندگان بحث خواهد شد هر چند چنان كه قبلًا گفتيم به عقيده ما بازرگان گاهى توليدكننده را استثمار مىكند و گاهى مصرف كننده را . سپس نويسنده در صفحه 54 مىگويد : اينك كه كالايى را كه ايجادكننده ارزش است پيدا كرديم و دانستيم كه آن كالا نيروى كار است ، بايد مطالعه خود را ادامه دهيم تا سرچشمه سود را نيز پيدا كنيم . اول ببينيم ارزش نيروى كار را چه چيز مىتواند معين كند ؟ . سپس به اين بحث مىپردازد كه ارزش هر چيز به واسطه زمان اجتماعاً لازم تعيين مىشود و اجراى اين قاعده در باب نيروى كار مشكل است زيرا نيروى كار در هيچ كارخانه و به وسيله هيچ كارگر توليد نشده است ؛ ولى نويسنده چيزهايى كه سبب ايجاد نيروى كار مىشود ، يعنى احتياجات زندگى از خوراك و پوشاك و وسائل تفريح و فرهنگ براى خود او و خانواده‌اش كه شرايط ادامه حيات كارگر است ، ذكر مىكند و مىگويد : تمام اينها بهاى معينى دارند كه به واسطه زمان اجتماعاً لازم كه براى توليد آنها مصرف شده است معين مىگردد . آنگاه در صفحه 56