تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
مىگويند وارث ، امام است . مگر نمىگويند اگر كسى بميرد و هيچ وارثى نداشته باشد ، امام وارث است ؟ امام وارث مَن لا وارِثَ لَه است . در اينجا هم امام پرداخت كنندهء ديهء جنايت است از ناحيهء كسى كه هيچ پرداخت كنندهء ديگرى نداشته باشد . ممكن است گفته شود : چرا اين ديه را خود شخص نپردازد ؟ جوابش اين است كه اين امرى مثل بيمه است و خسارتى است كه ناگهان متوجه انسان مىشود . در واقع گويى مىخواهد بگويد اين انسان كه يك عمر زحمت مىكشد و بعد وقتى مرد يك عدهء ديگر اموالش را مىبرند ، اين عده لااقل بايستى تعهدى در مقابل او داشته باشند . اين تعهدى است كه شارع مستقيماً براى وارث در مقابل ارثى كه مجانى مىبرد قرار داده است . در واقع اسلام ارثى را كه انسان قهراً براى ورّاث باقى مىگذارد ، از قبل به منزلهء يك حق بيمه تلقى كرده است ، حق بيمه‌اى كه آنها خود قرارداد نبسته‌اند ولى اسلام اجباراً اينچنين تلقى كرده است ؛ نوعى بيمهء اجبارى است . همين ارثى كه اين شخص احتمالًا بعدها براى اين ورثه بجا خواهد گذاشت ، از نظر اسلام به عنوان حق بيمه در قبال خسارتهايى كه متوجه او مىشود تلقى شده است ، اگرچه اين توارث احتمالى باشد . معلوم مىشود كه ارث آنقدرها هم مفت به دست نمىآيد . ارثى كه انسان به طبقهء آينده يا به معتق يا به ضامن جريره يا به امام مىپردازد ، همين‌طور مفت و مجانى نيست . آنها هم در برابر بعضى از خسارتهايى كه متوجه انسان مىشود متعهدند ، ولو خود فرد هم تعهد داشته باشد . مگر در باب بيمه چه مىگوييم ؟ اين هم همان است . فقط در بيمه مىگوييم چون امكانات بيمه‌گر بسيار وسيع است ، خسارت را حتماً او مىپردازد نه اينكه فرد هم موظف به پرداخت باشد . وقتى من حق بيمه مىپردازم ، خسارت را حتماً بايد شركت بيمه بپردازد . پس اين بحثى كه ما در باب ديهء بر عاقله در فقه داريم خيلى نزديك به بحث بيمه است و من نديده‌ام علمايى كه در باب بيمه بحث كرده‌اند اين مطلب را آورده باشند . از مسائل مهم بيمه اين است كه بيمه شامل مسؤوليتهاى حقوقى مىشود نه مسؤوليتهاى جنايى « 1 » ، كما اينكه بدون شك شامل تعهدهاى حقوقى عمدى هم
هامش
( 1 ) [ در اينجا استاد به رساله دكتر جبارى در باب بيمه اشاره مىكنند كه در آنجا نيز به اين مطلب اشاره شده است . ]