يا نمىگيرم ؟ آيا اصلًا در اين مدت خسارتى بر من وارد خواهد شد كه از او چيزى بگيرم يا نه ؟ اصلش مجهول است . بعلاوه به فرض اينكه در طول اين مدت خسارتى وارد شود ، اين خسارت چقدر خواهد بود ؟ هم اصلش كه من چيزى از او مىگيرم يا نمىگيرم مجهول است و هم مبلغش .
يكى از شرايطى كه به فرمودهء پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در همهء معاملات بايد وجود داشته باشد اين است كه دو طرفى كه مورد معاوضه قرار مىگيرند بايد معلوم و مشخص باشند . در اينجا يك طرف مشخص نيست . ولى اگر ماهيت بيمه آن چيزى باشد كه ما عرض كرديم ، در واقع بيمه معامله ميان دو پول نيست كه بعد بگوييم يك طرفش مجهول است يا نه . جنبهء عقلايى بيمه كه عقلا اقدام به بيمه مىكنند ، تأمين پيدا كردن از ورشكستگى ، تحمل خسارت زياد ، بيچارگى در زمان از كار افتادگى و . . . مىباشد . پولى كه بيمهگر مىدهد ، طرف معامله و يكى از عوضين نيست . آنچه كه بيمهگر به بيمه گزار مىدهد خود تأمين است . همان تعهدش ارزش دارد . در مقابل اين تعهد ، بيمه گزار حق بيمه مىدهد . ارزش ، متعلق به خود تعهد است . بيمه گزار پول مىدهد كه ارزش مادى دارد و بيمهگر تعهد . تعهد يك امر مشخص است . اگر عقلا چنين معاملهاى را اختراع كرده باشند كه در مقابل تعهد پول بدهند ، چون تعهد يك امر مشخصى است ، هيچيك از موانعى كه در فقه مسطور است در اينجا وجود ندارد و معامله معاملهء صحيحى است . بنابراين يكى از مشكلاتى كه در باب بيمه هست ، يعنى مشكل مجهول بودن ، به اين طريق حل مىشود .
زمان بيمه
مشكل ديگر كه اين هم مشكلى نيست و فقط موضوع را بايد طرح كرد اين است كه در معاملات ، همانطور كه عوضين بايد مشخص و معين باشند ، اگر زمان در آن دخالت دارد زمان هم بايد مشخص باشد و نمىتواند مجهول باشد . مثلًا در بيع ، زمان دخالت ندارد ولى در اجاره زمان دخالت دارد . در هرجا كه زمان دخالت دارد ، مدت از اول تا به آخر بايد مشخص باشد . اگر مدت مشخص نباشد ، باز معامله مىشود مجهول . مثلًا در مهمانخانهها اغلب اينطور است كه مسافر مىپرسد شبى چند ؟ مىگويند شبى مثلًا پنجاه تومان . ولى مسافر معين نمىكند كه اين اتاق از حالا تا كى در اجارهء من است . مدتى را كه اجاره ميان موجر و مستأجر برقرار است و در