تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
باشد ؟ . - جايزه روى كار حرام است . روى كار حرام باشد . چون جايزه ، مبادله نيست . ماهيت جايزه ، هبه و بخشش است . همان مثال شما را مىزنيم . اگر كسى آمد براى فاحشه‌ها جايزه معين كرد ولى جايزه را از پولى معين كرد كه خود آن پول حرام نيست و در زمانى كه آن زن فاحشه بوده جايزه را به او داد و بعد اين زن توبه كرد ، بله با همان پول بايد برود به مكه ( خندهء حضار ) . - حلالش كجاست ؟ . شما داريد اشكال صغروى مىكنيد . ما گفتيم به فرض اينكه از پول حلال باشد . اگر شما مىگوييد اين‌طور نيست ، من حرفى ندارم . اشكال شما اشكال صغروى است نه كبروى . - بانك اصلًا بر مبناى ربا گرفتن به وجود آمده ، تمام پولى كه مىگيرد ربا است مگر . . . ولى اصل سرمايه‌اش كه ربا نيست . اصل سرمايه‌اش حلال است . * * * . - اوراق قرضه برگهايى است كه به دستور و اجازهء دولت در اختيار بانكها گذاشته مىشود . مشترى مقدارى از آنها را خريدارى مىكند و رأس هر شش ماه مىتواند با مراجعه به بانك ، اصل پول و بهرهء آن را دريافت كند . اين معلوم است كه رباست . - آيا حساب جارى كمك به ظالم نيست ؟ . اين شبهه را كرده‌اند و لهذا خيلى اشخاص در حساب جارى نمىگذارند پولشان زياد در بانك بماند . اين مطلب روشن باشد كه اعانت به اثم در جايى است كه انسان يقين داشته باشد كه عين پول او به مصرف حرام مىرسد . تازه بعضىها در همين مقدارش هم اشكال كرده و گفته‌اند اگر به اين انگيزه بدهيد اعانت به اثم است ولى اگر به اين انگيزه ندهيد چنين نيست . ولى ما در صورت علم ، اعانت به اثم مىدانيم . اگر ما يقين داشته باشيم كه هر پولى كه به بانك مىدهيم عيناً همان پول به مصرف ربا مىرسد ، اين علم است و عمل ما اعانت به اثم . اما اگر فرض كنيم - و همين‌طور هم