و مضاربه هم وام نيست . سود مضاربه بنا بر نظريهء نويسنده صرفاً ناشى از كار عامل است ، ولى از نظر اسلام ناشى از اشتراك سرمايه و كار عامل است ؛ سرمايه در حكم يك آلت است كه نقشى مؤثر دارد .
[
يادداشت ] بانك - ضرورتها
كارهاى بانك به تفصيل جداگانه بايد بيان شود ، ولى عمده چيزى است كه گفته مىشود در عصر جديد بالخصوص ضرورت است و آن مربوط است به دو چيز :
الف . سرمايهها راكد نماند و در گردش باشد . بانك وسيلهء جذب سرمايههاى كوچك به صورت پس انداز يا سپردهء ثابت و دادن بهره و يا جايزه به آنها ، سرمايهها را جمع مىكند و در اختيار افرادى كه لياقت فعاليت دارند ( تجارى ، كشاورزى ، صنعتى ) با گرفتن سود ( البته سود بيشتر ) قرار مىدهد و عليهذا بانك به منزلهء رابط و دلال و واسطهء سرمايه و كار است .
ب . بانك موجب مىشود كه بر وسعت دامنهء فعاليتها افزوده شود . در وامهاى بستانكاران كه به صورت خريد و فروش سفته صورت مىگيرد ، سبب مىشود كه فروشنده به انتظار وصول پولش بيكار ننشيند بلكه با فروش سفته به قيمت كمتر و تهيهء پول نقد ، به ابتكار بازرگانى يا كشاورزى يا صنعتى دست بزند . ( البته خريد و فروش سفته معمولًا مربوط است به كار بازرگانى و واسطهگرى ، و معلوم نيست از نظر مصالح جامعه اين اندازه فعاليت را بشود به حساب توزيع صحيح گذاشت بلكه بيشتر موجب اشكالات در توزيع مىشود ، چون هرچه عمل واسطهگرى زيادتر شود ، بر خلاف فعاليت كشاورزى و صنعتى ، كالا گرانتر مىگردد . ) .
وام اميدواران نيز اگر به منظور مصرف نباشد موجب توسعهء فعاليت گيرندهء وام مىشود . ولى وام اميدواران اگر به منظور توسعه باشد ، خودبه خود داخل در وام توليدكنندگان مىشود .