تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
قابل نقل و انتقال باشد مگر به شكل ذمه و عهده كه قابل تحويل گرفتن نيست مگر در ضمن يك عين ، و در عالم اعتبار هم قابل اعتبار نيست چون قابل ارائه نيست . پول به منزلهء تجسم ارزش كالاهاست و يا به منزلهء يك سند معتبر براى عموم است ، و چون پول عين ارزش تجسم يافته است چرا نبايد كرايه داشته باشد ؟ اگر نظر ما را در باب قرض قبول كنند ، هر دو اشكال بالا حل است . اگر نظر ما را قبول نكنند ، اين مشكل حل نمىشود . به هر حال فلسفه‌اى كه ايشان ذكر كرده‌اند همان فلسفهء موروث از ارسطو است كه پول مولّد نيست ، پول پول نمىزايد . * * * . در صفحهء . . . دفاع دكتر . . . را از ربا كه نوعى كرايهء پول است نقل مىكند و انتقادش اين است كه پول كالا نيست ، و حال آنكه استدلال صحيح اين است كه قرض غير از اجاره است . پول از آن جهت غيرقابل اجاره است كه مانند ميوه جات با بقائش قابل استفاده نيست . چيزى كه هست ميوه جات با مصرف قابل استفاده است و پول با گردش ، و بنا بر استدلال نويسنده رباى غير پول اشكالى ندارد . * * * . در صفحهء . . . به نوعى جمع مىكند ميان آنچه در صفحه . . . گفت كه پول كالا نيست و كرايه ندارد و آنچه در صفحه . . . گفت كه پول كرايهء معين ندارد . مىگويد : . اسلام براى واگذارى سرمايهء جنسى كرايهء مشخص قائل شده ولى در مورد سرمايهء نقدى كه آن را كالا نمىشناسد ، براى صاحب سرمايه يا وام دهنده بهرهء نامعينى كه تابع سود ناشى از فعاليت وام گيرنده است قائل شده . به عبارت ديگر چون به نظر اسلام پول كالا نيست ، كرايهء معين ندارد ولى سود نامشخص دارد ( ؟ ! ) كه اصطلاحاً در فقه اسلامى آن را روش مضاربه مىنامند . . جواب اين است كه اسلام در هيچ جا براى وام دهندهء پول يا غير [ آن ] بهرهء معين يا نامعين قائل نشده است . مضاربه وام نيست و سود مضاربه هم بهرهء پول نيست . پس اين نظر كه [ چون ] از نظر اسلام پول كالا نيست كرايهء معين ندارد ، درست نيست . پول كالا نيست و كرايه ندارد چون غير قابل انتفاع با بقاى عين است ؛
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 331 | مرتضى مطهرى