تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
ديگر از فقه چيزى باقى نمانده بود . خود سنيها داستان شيرينى در اين زمينه نقل كرده‌اند كه ابوحنيفه آنچنان به قياس گرفتن عادت كرده بود كه در امور طبيعى هم قياس مىكرد و گاهى چيزهاى مضحكى از آب در مىآمد . ( حالا ممكن است اين داستان را به عنوان شوخى ساخته باشند . ) مىگويند روزى ابوحنيفه رفته بود نزد سلمانى در حالى كه ريشش تازه جوگندمى شده بود . به او گفت : براى اينكه اين موهاى سفيد در نيايد آنها را از ريشه بكن . سلمانى گفت : اتفاقاً در اين صورت بيشتر در مىآيد . گفت : پس موهاى سياه را بكن ! چون عادت كرده بود به قياس كردن ، با خود گفت اگر موى سفيد با كندنش بيشتر در مىآيد پس موى سياه را بكند تا بيشتر درآيد . بنابراين پذيرفتن يا نپذيرفتن اين نظريه بستگى دارد به نظر فقيه كه الغاء خصوصيت بكند يا نكند . بعيد هم نيست كه در اينجا الغاء خصوصيت مانعى نداشته باشد ؛ يعنى اگر ما راه حل‌هاى ديگرى نداشته باشيم ، اين نظريه امر مستبعدى نيست ولى به‌طور قاطع هم نمىتوان گفت .

راه حل‌هاى ديگر : مضاربه ، قرض الحسنه ، پيش فروش

آقاى مهندس طاهرى در ميان كارهاى مفيد بانك و ضرورت بانك ، توجهشان فقط به همان وامهاى توليدى يعنى قسم چهارمى كه آقاى مهندس بازرگان گفتند بوده است . قهراً راه حل ديگرى غير از اين راه حل كه در جستجوى آن بودند همان راه مضاربه است كه راه صحيحى است و آقاى مهندس بازرگان هم همان راه را طى كردند . آقاى مهندس طاهرى دو نوع وام ذكر كرده بودند : يكى وام درماندگان كه مورد قرض الحسنه است و همه اتفاق نظر دارند كه راه حل اين نوع وام اين است كه حتماً بايد در جامعهء اسلامى صندوقهاى قرض الحسنه وجود داشته باشد و راه حلى غير از اين ندارد و اصلًا وجود صندوق قرض الحسنه قطع نظر از اينكه احتياج ديگران را رفع مىكند ، نماينده يك كمال عاطفى براى جامعه است . و ديگر ، وامهاى توليدى كه قبلًا گفتيم راهش مضاربه است . ولى دو نوع وام ديگر بود كه آقاى مهندس بازرگان ذكر كردند ولى آقاى مهندس طاهرى متعرض آنها نشدند و قهراً راه حلش را هم ذكر نكردند . يكى وام اميدواران بود كه راه حلش خيلى ساده است ، همان مسئله پيش فروش است . كسى
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 325 | مرتضى مطهرى