تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
عاطفى دارد ، مثل آنچه قرآن در باب تقاليد نسلهاى بعد از نسلهاى پيشتر طرح مىكند : انّا وَجَدْنا ابائَنا عَلى امَّةٍ وَ انّا عَلى اثارِهِمْ مُقْتَدونَ « 1 » كه قرآن خيلى روى اين مطلب تكيه كرده ؛ و همچنين است عقايدى كه با پيروى از اكابر صورت مىگيرد . اساساً آزادى عقيده در اين موارد معنى ندارد ، زيرا آزادى يعنى رفع مانع از فعاليت يك قوه فعال و پيشرو ، ولى عقيده به اين معنى نوعى ركود و جمود است . آزادى در ركود ، مساوى است با مفهوم آزادى زندانى در بقاى در زندان و آزادى آدمِ به زنجيربسته در بسته بودن ؛ تفاوت در اين است كه زندانى و زنجيرىِ جسم حالت خود را حس مىكند اما زندانى و زنجيرى روح حس نمىكند . اين است كه ما مىگوييم آزادى عقيده‌اى كه ناشى از تقليد و تبعيت محيط است نه از تفكر آزاد ، معنى ندارد .

جزيه

مسئله ديگرى كه در پايان بحث بايد طرح كنيم مسئله « جزيه » است . در متن آيه كريمه آمده است كه با اهل كتاب ( مطلقاً يا آنان كه ايمانشان حقيقى و واقعى نيست ) بجنگيد تا آنگاه كه جزيه بدهند . جزيه چيست ؟ آيا جزيه يعنى باج دادن و باج گرفتن ؟ آيا مسلمانان كه در گذشته جزيه مىگرفتند در واقع و نفس الامر باج مىگرفتند ؟ باج به هر شكل باشد زور است و ظلم است و خود قرآن ظلم را به هر شكل و به هر صورتى نفى مىكند . جزيه از ماده جزاست . جزا در لغت عرب ، هم در مورد پاداش به كار برده مىشود هم در مورد كيفر . اگر جزيه جزاى كيفر باشد ، مىشود كسى ادعا كند كه اين مفهومش همان باج گرفتن است ، ولى اگر مفهومش پاداش باشد - كه هست - موضوع عوض مىشود . قبلًا گفتيم كه برخى ادعا كرده‌اند كه اساساً جزيه لغت معرّب است نه عربى ، و فارسى هم هست ، معرّب كلمه « گزيه » است و گزيه لغتى فارسى است و همان ماليات سرانه‌اى بوده است كه براى اولين بار انوشيروان در ايران وضع كرد . وقتى كه اين لغت آمد در ميان اعراب ، طبق قاعده معمول ، گاف تبديل به جيم شد و عربها به جاى « گزيه » گفتند « جزيه » . پس جزيه مفهومش ماليات است و بديهى است كه
هامش
( 1 ) زخرف / 23