دفاع از ارزشهاى انسانى
بنابراين قرآن جهاد را منحصراً و منحصراً نوعى دفاع مىداند و تنها در مورد يك تجاوزى كه وقوع پيدا كرده باشد اجازه مىدهد . ولى در جلسه پيش گفتيم نمىتوان جهاد براى بسط ارزشهاى انسانى را ولو در خطر نيفتاده باشد محكوم كرد ؛ و نيز گفتيم مسئله تجاوز مفهوم عامّى است ، يعنى تجاوز لازم نيست تجاوز به جان انسان باشد ، لازم نيست به مال باشد ، لازم نيست تجاوز به ناموس باشد ، لازم نيست تجاوز به سرزمين باشد ، حتى لازم نيست تجاوز به استقلال باشد ، لازم نيست تجاوز به آزادى باشد ، اگر يك قوم به ارزشهايى كه آن ارزشها ارزش انسانى به شمار مىرود تجاوز كند باز تجاوز است .
مىخواهم برايتان يك مثال سادهاى عرض بكنم : در زمان ما مساعى زيادى به كار برده مىشود براى اينكه ريشه بعضى از بيماريها كنده بشود . هنوز علل اساسى بعضى از بيماريها مثل سرطان كشف نشده و قهراً راه علاج و چاره هنوز به دست نيامده است . ولى فعلًا يك سلسله داروهايى هست كه مردم از اين داروها براى مدت موقت و براى تأخير اثر اين بيماريها هم كه شده استفاده مىكنند . اگر ما فرض كنيم كه مؤسسهاى علاج يك بيمارى را كشف كرد و آن مؤسساتى كه از وجود اين بيمارى استفاده مىكنند و آن كارخانههايى كه داروهايى مىسازند كه فقط براى اين بيمارى به درد مىخورد و اگر اين بيمارى نباشد آنها چه بسا ميليونها يا ميلياردها دلار صدمه مىخورند اينها براى اينكه بازارشان از ميان نرود و خراب نشود بخواهند اين كشفى كه براى انسانها اين قدر عزيز است از بين ببرند ، افرادش را از بين ببرند ، فرمولهاى كشف شده را از بين ببرند كه كسى نفهمد چنين چيزى هست ، حال آيا بايد از يك چنين ارزش انسانى دفاع كرد يا نه ؟ آيا ما مىتوانيم بگوييم : به جان ما و به مال ما كه كسى حمله نكرده ، به ناموس ما و به استقلال ما و به سرزمين ما كه كسى كارى نداشته ، يك بابايى در يك گوشه دنيا يك كشفى كرده ، يك باباى ديگر هم دارد آنها را از بين مىبرد ، به من چه ؟ اينجا جاى « به من چه » نيست ، اينجا يك ارزش انسانى است كه در معرض خطر قرار گرفته است ، تجاوز به يكى از ارزشهاى انسانى صورت گرفته است . بنابراين ما اگر اينجا در مقام معارضه و جنگ برآييم آيا متجاوزيم ؟ نه ، نيستيم ، بلكه بر ضد تجاوز قيام كرده و با متجاوز جنگيدهايم .