تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
ماليات دادن غير از باج گرفتن است . خود مسلمين نيز بايد انواعى ماليات بدهند . چيزى كه هست شكل ماليات اهل كتاب با مالياتى كه مسلمين مىپردازند فرق مىكند . ولى اين نظر نظرى است كه متكى بر يك دليل نيست . بعد هم ما به لغت كار نداريم ، ريشه لغوىاش هرچه مىخواهد باشد ما بايد از روى احكامى كه اسلام در مورد جزيه وضع كرده است ببينيم ماهيت آن چيست ؟

آيا جزيه پاداش است يا كيفر ؟

به عبارت ديگر ما بايد ببينيم اسلام كه جزيه مىگيرد ، به شكل پاداش مىگيرد يا به شكل باج ؟ اگر در مقابل جزيه تعهدى مىسپارد و خدمتى به آنها مىكند پس پاداش است ، اما اگر بدون هيچ پاداشى پول مىگيرد باج است . يكوقت است اسلام مىگويد از اهل كتاب جزيه بگيريد ولى در مقابلش هم هيچ تعهدى ندهيد ، فقط پول از آنها بگيريد ، پول بگيريد براى اينكه با آنها نمىجنگيد . اين همان باج است . باج گرفتن يعنى حق زور گرفتن ، يعنى اينكه يك زورمند به كم زورتر از خود مىگويد فلان مبلغ بده تا مزاحم تو نشوم ، از سر راهت برخيزم ، امنيتت را سلب نكنم . يكوقت مىگويد تعهدى در مقابل شما مىكنم و در مقابل اين تعهد جزيه مىگيرم . مفهوم جزيه در اين صورت پاداش است ، مىخواهد لغت عربى باشد يا فارسى . ما به خود ماده قانون بايد توجه كنيم . ما وقتى كه وارد ماهيت قانون مىشويم مىبينيم كه جزيه براى آن عده از اهل كتاب است كه در ظلّ دولت اسلامى زندگى مىكنند ، رعيت دولت اسلامى هستند . دولت اسلامى وظايفى بر عهده ملت خودش دارد و يك تعهداتى در برابر آنها . وظايف اين است كه اولًا بايد مالياتهايى بدهند كه بودجه دولت اسلامى اداره بشود . آن مالياتها اعم است از آنچه كه به عنوان زكات گرفته مىشود و آن چيزهايى كه به عناوين ديگرى گرفته مىشود . به عنوان مثال ، خراج يا مقاسمه يا مالياتى كه دولت اسلامى طبق مصالح اسلامى وضع مىكند بايد مردم بدهند و اگر ندهند قهراً دولت اسلامى مختل مىماند . هيچ دولتى نيست كه بودجه نداشته باشد و قسمتى يا تمام بودجه خود را به شكلى از مردم نگيرد . دولت بودجه مىخواهد ، بودجه هم بايد از همين مالياتهاى مستقيم يا غيرمستقيم وصول شود . و ثانياً مردم بايد تعهداتى از نظر سربازى و فداكارى در برابر دولت داشته باشند . ممكن است خطرى پيش بيايد ،