اصل « ما مِنْ عامٍّ الّا وَ قَدْ خُصَّ »
دليل دوم مطلبى است كه علماى اصول گفتهاند ، كه اگر بتوانم برايتان توضيح بدهم مىتوانم مطلب خود را درباره اين آيه گفته باشم .
مىگويند : « ما مِنْ عامٍّ الّا وَ قَدْ خُصَّ » يعنى هيچ قانونى نيست مگر اينكه يك نوع استثنا برمىدارد . راست هم هست . به ما مىگويند روزه بگيريد و مىگويند مسافر شدى روزه نگير ، مريض شدى روزه نگير . در نماز همين جور ، در غير نماز همين جور . مىگويند هيچ عامّى نيست مگر اينكه استثنا دارد . به خود همين قاعده هم كه هيچ عامّى نيست مگر اينكه استثنا خورده ، استثنا خورده ، يعنى بعضى از عامهاست كه واقعاً استثنا نخورده و استثنا نمىپذيرد .
مقصود اين است كه بعضى از امور است كه ابا دارد از تخصيص ، يعنى ابا دارد از استثنا ، آهنگ اين عموم آهنگى است كه نمىتواند استثنا بپذيرد . مثلًا در قرآن آمده است : وَ انْ تَشْكُروا يَرْضَهُ لَكُمْ « 1 » اگر شاكر الهى باشيد خدا مىپسندد . اين كلى استثنا نمىپذيرد ، يعنى ممكن نيست يك وقت انسانى واقعاً شاكر باشد ولى خدا نپسندد ؛ نه ، اين ديگر چيزى نيست كه در يك مورد بالخصوصطور ديگر باشد مگر اينكه شكر نباشد .
حال در باب ناسخ و منسوخ هم همين جور است . بعضى از آهنگهاست كه اساساً نسخ پذير نيست ، چون نسخ معنايش اين است كه منسوخ يك امر موقت است ، در حالى كه آهنگ آهنگى است كه موقت بودن را نمىپذيرد ؛ اين اگر باشد بايد هميشگى باشد ، چطور ؟ حال برايتان مثالى مىزنم .
مثلًا اگر در قرآن وارد شده كه : لاتَعْتَدوا انَّ اللَّهَ لايُحِبُّ الْمُعْتَدينَ « 2 » يعنى متجاوز نباشيد كه خدا تجاوزكاران را دوست نمىدارد ، اينجا يك عمومى دارد از نظر افراد و يك استمرارى دارد از نظر زمان . آيا ما مىتوانيم براى اين عام استثنا قائل شويم ، بگوييم خدا ظالم را دوست نمىدارد مگر بعضى از ظالمان را ؟ ! يعنى قدوسيت الوهيت از يك طرف و پليدى و ظلم از طرف ديگر چيزى نيست كه قابل جوش خوردن باشد كه بگوييم خدا تجاوز كنندگان را دوست نمىدارد مگر آقاى فلان كس
هامش
( 1 ) زمر / 7
( 2 ) بقره / 190