تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
نيست . تقليدِ ممنوع جاهل از عالم همان است كه شكل سرسپردگى پيدا كند و به صورت « جاهل را بر عالم بحثى نيست ، ما ديگر نمىفهميم ، شايد تكليف شرعى چنين و چنان اقتضا كرده باشد » و امثال اينها ادا مىشود . اين داستان را به عنوان شاهد و تأييدى بر مطلب آن حديث امام صادق عليه السلام عرض كردم .

تقليدِ مشروع

حضرت بعد از آن جمله‌ها كه قبلًا راجع به تقليد مذموم نقل كردم تقليدِ مشروع و ممدوح را اين‌طور بيان مىكند : فَامّا مَنْ كانَ مِنَ الْفُقَهاءِ صائِناً لِنَفْسِهِ حافِظاً لِدينِهِ مُخالِفاً عَلى هَواهُ مُطيعاً لِامْرِ مَوْلاهُ فَلِلْعَوامِّ انْ يُقَلِّدوهُ هر كدام از فقها كه بتواند خود را ضبط و نگهدارى كند ، دعوتها و صوتهاى شيطان كه وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَ اجْلِبْ عَلَيْهِمْ بِخَيْلِكَ وَ رَجِلِكَ « 1 » او را از جا نكند ، دين خود را حفظ كند ، دين خودش را نفروشد ( شايد مقصود اين باشد كه دين را در ميان مردم و جامعه حفظ كند ) ، مخالف هواهاى نفسانى و مطيع امر الهى باشد ، عوام از همچو كسى مىتوانند تقليد كنند . البته اين نكته واضح است كه مخالفت يك عالم روحانى با هواى نفس فرق دارد با مخالفت يك نفر از عوام ، زيرا هواى نفس هركسى در امور معينى است . هواى نفس جوان يك چيز است و هواى نفس پير يك چيز ديگر . هركسى در هر مقام و هر درجه و هر طبقه و هر سنى كه هست يك نوع هواى نفس دارد . مقياس هواپرستى يك عالم روحانى اين نيست كه ببينيم مثلًا شراب مىخورد يا نمىخورد ؟ قمار مىكند يا نمىكند ؟ نماز و روزه را ترك مىكند يا ترك نمىكند ؟ مقياس هواپرستى او در جاه و مقام و ميل به دست بوسى و شهرت و محبوبيت و علاقه به اينكه مردم دنبال سرش حركت كنند و در مصرف بيت المال در راه آقايى خود و يا باز گذاشتن دست كسان و خويشان و مخصوصاً آقازادگان گرام در بيت المال و امثال اينهاست . بعد امام عليه السلام فرمود : وَ هُمْ بَعْضُ فُقَهاءِ الشّيعَةِ لا جَميعُهُمْ يعنى كسانى كه داراى اين
هامش
( 1 ) اسراء / 64 : [ و هركدام از آنها را توانستى با صداى خود بخوان ، و با سپاه سواره و پياده‌ات بر آنان بتاز . ]