تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
مِثْلُ الْيَهودِ الَّذينَ ذَمَّهُمُ اللَّهُ بِالتَّقْليدِ لِفَسَقَةِ فُقَهائِهِمْ « 1 » . و به همين منوال است حال عوام ما . اينها نيز اگر در فقهاى خود اعمال خلاف ، تعصب شديد ، تزاحم بر سر دنيا ، طرفدارى از طرفداران خود هرچند ناصالح باشند ، كوبيدن مخالفين خود هرچند مستحق احسان و نيكى باشند ، اگر اين اعمال را در آنها حس كنند و باز هم چشم خود را ببندند و از آنها پيروى كنند عيناً مانند همان عوام يهودند و مورد مذمت و ملامت هستند . پس معلوم مىشود كه تقليدِ ممدوح و مشروع « سرسپردن » و چشم بستن نيست ، چشم باز كردن و مراقب بودن است و اگر نه مسئوليت و شركت در جرم است .

انديشهء عوامانهء كريّت و اعتصام علما

بعضى از مردم خيال مىكنند كه تأثير گناه در افراد يكسان نيست ، در مردم عادى گناه تأثير دارد و آنها را از تقوا و عدالت ساقط مىكند ولى در طبقه علما تأثيرى ندارد ، آنها يك نوع « كريّت » و يك نوع « اعتصام » دارند ، نظير فرقى كه بين آب قليل و آب كثير است كه آب كثير اگر به قدر كُر شد ديگر از نجاست منفعل نمىشود ؛ در صورتى كه اسلام براى احدى كريّت و اعتصام قائل نيست ، حتى براى شخص پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله . چرا مىگويد : قُلْ انّى اخافُ انْ عَصَيْتُ رَبّى عَذابَ يَوْمٍ عَظيمٍ اى پيغمبر ! بگو خود من نيز اگر معصيت كنم از عذاب روز بزرگ بيمناكم . چرا مىفرمايد : لَئِنْ اشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ اگر نوعى شرك در كار تو وارد شود عملت تباه خواهد شد . همه اينها براى اين تعليم است كه تبعيضى در كار نيست ، كريّت و اعتصامى براى احدى نيست . داستان موسى و عبد صالح كه در قرآن كريم آمده داستان عجيبى است . يك نكته بزرگ كه از اين داستان استفاده مىشود اين است كه تابع و پيرو تا آنجا تسليم
هامش
( 1 ) احتجاج طبرسى ، ج 2 / ص 263 [ به نقل از تفسير منسوب به امام حسن عسكرى عليه السلام . و به جاى « بالترفّق » « بالترفرف » آورده است . ]