تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
ايضاً معروف است كه بعضى اخباريها دستور مىدادند كه به كفن ميّت شهادتين بنويسند و به اين صورت بنويسند : اسماعيلُ يَشْهَدُ انْ لا الهَ الَّا اللَّهُ يعنى اسماعيل شهادت مىدهد به وحدانيت خدا . حال چرا شهادت را به نام اسماعيل بنويسند ، زيرا در حديث وارد شده كه حضرت صادق عليه السلام در كفن فرزندشان اسماعيل به اين عبارت نوشته بودند . اخباريين فكر نمىكردند كه در كفن اسماعيل كه اين‌طور مىنوشتند چون اسم او اسماعيل بود . حالا كه مثلًا حسن قلى بك مرده چرا اسم خودش را ننويسيم و اسم اسماعيل را بنويسيم ؟ ! اخباريين مىگفتند اينها ديگر اجتهاد و اعمال نظر و اتكاء به عقل است . ما اهل تعبد و تسليم و قال الباقر عليه السلام و قال الصادق عليه السلام مىباشيم ، از پيش خود دخالت نمىكنيم .

تقليدِ ممنوع

اما تقليد . تقليد بر دو قسم است : ممنوع و مشروع . يك نوع تقليد است كه به معناى پيروى كوركورانه از محيط و عادت است كه البته ممنوع است و آن همان است كه در آيه قرآن به اين صورت مذمّت شده : انّا وَجَدْنا اباءَنا عَلى امَّةٍ وَ انّا عَلى اثارِهِمْ مُقْتَدونَ « 1 » . اينكه گفتم تقليد بر دو قسم است : ممنوع و مشروع ، مقصود از تقليدِ ممنوع تنها اين تقليد كه تقليد كوركورانه از محيط و عادت آباء و اجداد است نيست ، بلكه مىخواهم بگويم همان تقليد جاهل از عالم و رجوع عامى به فقيه بر دو قسم است : ممنوع و مشروع . اخيراً از بعضى مردم كه در جستجوى مرجع تقليد هستند گاهى اين كلمه را مىشنوم كه مىگويند مىگرديم كسى را پيدا كنيم كه آنجا « سر بسپاريم » . مىخواهم بگويم تقليدى كه در اسلام دستور رسيده « سرسپردن » نيست ، چشم باز كردن و چشم بازداشتن است . تقليد اگر شكل « سرسپردن » پيدا كرد هزارها مفاسد پيدا مىكند . در اينجا حديث مفصلى كه در اين زمينه هست و نوشته‌ام ، براى شما از رو مىخوانم . جمله معروفِ : فَامّا مَنْ كانَ مِنَ الْفُقَهاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حافِظاً لِدينِهِ مُخالِفاً عَلى
هامش
( 1 ) زخرف / 23 : [ ما پدران خود را بر يك راهى يافته‌ايم و خود نيز به آثار آنان اقتدا مىكنيم . ]