بايد تحت الحنك افتاده باشد . ولى مرحوم ملامحسن فيض با اينكه به اجتهاد خوشبين نبوده ، در وافى باب الزىّ و التجمل ، اجتهادى دارد ، مىفرمايد در قديم مشركين شعارى داشتند كه تحت الحنك را به بالا مىبستند و نام اين عمل را « اقتعاط » مىگذاشتهاند . اگر كسى اين كار را مىكرد معنايش اين بود كه من جزء آنها هستم . اين حديث دستور مبارزه و عدم پيروى از آن شعار را مىدهد . ولى امروز ديگر آن شعار از بين رفته پس موضوعى براى اين حديث باقى نيست . حالا برعكس چون همه تحت الحنك را به بالا مىبندند اگر كسى تحت الحنك را در زير چانه چرخ بدهد حرام است ، زيرا لباس شهرت مىشود و لباس شهرت حرام است .
در اينجا جمود اخباريگرى حكم مىكند كه بگوييم در متن اين حديث دستور تحت الحنك انداختن رسيده و ديگر فضولى است كه ما در اطراف آن حرف بزنيم و نظر بدهيم و اجتهاد كنيم . ولى فكر اجتهادى مىگويد ما دو دستور داريم : يكى دستور احتراز از شعار مشركين كه روح مضمون اين حديث است ، و يكى دستور ترك لباس شهرت . در ايامى كه آن شعار در دنيا موجود بوده و مسلمانها از آن شعار احتراز مىكردهاند ، بر همه واجب بوده كه تحت الحنك بيندازند ، ولى امروز كه آن موضوع از بين رفته و از شعار بودن خارج شده و در عمل هيچ كس تحت الحنك نمىاندازد ، اگر كسى اين كار را بكند مصداق لباس شهرت است و حرام است . اين يك نمونه بود كه خواستم عرض كنم . امثال اين زياد است .
از وحيد بهبهانى نقل شده كه فرمود يك وقت هلال ماه شوال به تواتر ثابت شد .
اينقدر افرادى آمدند و گفتند ما ماه را ديديم كه براى من يقين حاصل شد . من حكم كردم كه امروز عيد فطر است . يكى از اخباريين به من اعتراض كرد كه تو خودت نديدهاى و اشخاص مسلّم العدالة هم شهادت ندادهاند ، چرا حكم كردى ؟ گفتم متواتر است و از تواتر براى من يقين پيدا شد . گفت در كدام حديث وارد شده كه تواتر حجت است ؟ ! .
ايضاً وحيد مىگويد : جمود اخباريها به اين حد است كه اگر فرضاً مريضى رفته باشد پيش يكى از ائمه و آن امام به او فرموده باشد آب سرد بخور ، اخباريها به همه مريضهاى دنيا خواهند گفت هر وقت مريض شديد و هر مرضى پيدا كرديد علاجش آب سرد است ، فكر نمىكنند كه اين دستور مخصوص حال آن مريض بوده نه همه مريضها .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 172
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص١٧٢