جنبهء حق به جانب عوام پسندى است كه دارد ، زيرا صورت حرف اين است كه مىگويند ما از خودمان حرفى نداريم ، اهل تعبد و تسليم هستيم ، ما جز قال الباقر عليه السلام و قال الصادق عليه السلام سخنى نداريم ، از خودمان حرف نمىزنيم ، حرف معصوم را مىگوييم .
شيخ انصارى در فرائد الاصول مبحث « برائت و احتياط » از سيد نعمت اللَّه جزايرى كه مسلك اخبارى دارد نقل مىكند كه مىگويد :
آيا هيچ عاقلى احتمال مىدهد كه در روز قيامت يك بندهاى از بندگان خدا را ( يعنى يك اخبارى را ) بياورند و از او بپرسند تو چگونه عمل مىكردى و او بگويد به فرمايش معصومين عمل مىكردم و هرجا كه كلام معصوم نبود احتياط مىكردم و آنوقت يك همچو آدمى را ببرند به جهنم و از آن طرف يك آدم لاقيد و بىاعتنا به سخن معصوم ( يعنى يك نفر اصولى و پيرو مسلك اجتهاد ) را كه هر حديثى را به يك بهانه طرد مىكند ببرند بهشت ! ! حاشا و كلّا .
جوابى كه مجتهدين مىدهند اين است كه اين گونه تعبد و تسليمها تسليم به قول معصوم نيست ، تسليم به جهالت است . اگر واقعاً محرز بشود كه معصوم سخنى گفته ما هم تسليم هستيم ولى شما مىخواهيد جاهلانه به هرچه مىشنويد تسليم شويد .
در اينجا براى نمونه كه فرق بين طرز فكر جامد اخبارى و فكر اجتهادى معلوم شود مطلبى را كه اخيراً برخوردهام ذكر مىكنم .
يك نمونه از دو طرز تفكر
در احاديث زيادى امر شده تحت الحنك هميشه در زير گلو افتاده باشد ، نه در حال نماز فقط بلكه در همه احوال . يكى از آن احاديث اين است : الْفَرْقُ بَيْنَ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُشْرِكينَ التَّلَحّى يعنى فرق بين مسلمان و مشرك تحت الحنك در زيرگلو انداختن است .
عدهاى از اخباريين به اين حديث و امثال آن تمسك كرده مىگويند هميشه