تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
نداشته است . شيخ طوسى در كتاب عُدّة الاصول از گروهى از قدما به عنوان « مقلّده » ياد مىكند و انتقاد مىنمايد ، ولى آنها مكتبى از خود نداشته‌اند . علت اينكه شيخ آنها را مقلّده مىخواند اين است كه در اصول دين هم به اخبار استدلال كرده‌اند . به هر حال مكتب اخباريگرى ضد مكتب اجتهاد و تقليد است . آن اهليت و صلاحيت و تخصص فنى كه مجتهدين قائلند او منكر است ، تقليد غيرمعصوم را حرام مىكند . به حكم اين مكتب چون حجت و سند منحصر به احاديث است و حق اجتهاد و اعمال نظر هم نيست مردم موظفند مستقيماً به متون مراجعه كنند و به آنها عمل نمايند و هيچ عالمى را به عنوان مجتهد و مرجع تقليد واسطه قرار ندهند . ملا امين استرآبادى كه مؤسس اين مكتب است و شخصاً مردى باهوش و مطالعه كرده و مسافرت رفته بود كتابى دارد به نام الفوائد المدنيّه . در آن كتاب با سرسختى عجيبى به جنگ مجتهدين آمده . مخصوصاً سعى دارد كه حجيت عقل را منكر شود . مدعى است كه عقل فقط در امورى كه مبدأ حسى دارند يا قريب به محسوسات مىباشند ( مثل رياضيات ) حجت است ، در غير اينها حجت نيست . از قضا اين فكر تقريباً مقارن است با پيدايش فلسفه حسى در اروپا . آنها در علوم حجيت عقل را منكر شدند و اين مرد در دين منكر شد . حالا اين فكر را اين مرد از كجا آورد ، آيا ابتكار خودش بود يا از كسى ديگر گرفته ، معلوم نيست . يادم هست در تابستان سال 1322 شمسى كه بروجرد رفته بودم و آن وقت هنوز مرحوم آيت اللَّه بروجردى اعلى اللَّه مقامه در بروجرد بودند و به قم نيامده بودند يك روز سخن از همين فكر اخباريين شد . ايشان در ضمن انتقاد از اين فكر فرمودند كه پيدايش اين فكر در ميان اخباريين اثر موج فلسفه حسى بود كه در اروپا پيدا شد . اين را من آن وقت از ايشان شنيدم ، بعد كه به قم آمدند و درس اصول ايشان به اين مبحث يعنى مبحث حجيت قطع رسيد من انتظار داشتم دوباره اين مطلب را از ايشان بشنوم ولى متأسفانه چيزى نگفتند . الان نمىدانم كه اين فقط حدسى بود كه ايشان ابراز مىداشتند يا مدركى داشتند . من خودم تاكنون به مدركى برنخورده‌ام و بسيار بعيد مىدانم كه اين فكر حسى در آن وقت از غرب به شرق آمده باشد . ولى از طرف ديگر ايشان هم بىمدرك سخن نمىگفتند . اكنون متأسفم كه چرا از ايشان استفسار نكردم .