يعنى اهليت و تخصص فنى . بديهى است كسى كه مىخواهد به قرآن و حديث مراجعه كند بايد تفسير قرآن و معانى آيات و ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه آن را بداند ، حديث معتبر را از حديث غيرمعتبر تميز دهد ؛ بعلاوه روى قواعد عقلائى صحيح تعارضها را در احاديث تا حدى كه ممكن است حل كند ، موارد اجماعى و متّفَقٌ عليه مذهب را تميز دهد . در خود آيات قرآن و همچنين در احاديث يك سلسله قواعد كلى ذكر شده و استفاده و اعمال آن قواعد مانند همه قواعد ديگر در همه علوم تمرين و ممارست لازم دارد . بايد مثل صنعتگر ماهرى كه بداند از مجموع موادى كه جلويش ريخته است چه مادهاى را انتخاب كند مهارت و استعداد داشته باشد . مخصوصاً در احاديث ، جعل و وضع زياد است ، صحيح و سقيم بهم آميخته است . بايد قدرت تشخيص صحيح از سقيم در او باشد . به هر حال آنقدر معلومات مقدماتى بايد داشته باشد كه واقعاً اهليت و صلاحيت و تخصص فنّى داشته باشد .
پيدايش اخباريگرى در شيعه
در اينجا يك جريان مهم و خطرناكى را كه در عالم تشيع در چهار قرن پيش تقريباً ، در موضوع اجتهاد پيدا شد بايد ذكر كنم و آن موضوعِ « اخباريگرى » است . و اگر گروهى از علماى مبرّز و دلير نبودند و جلوى اين جريان نمىايستادند و آن را نمىكوبيدند معلوم نبود كه امروز چه وضعى داشتيم .
مكتب اخباريگرى بيش از چهار قرن از عمرش نمىگذرد . مؤسس اين مكتب مردى است به نام ملا امين استرآبادى كه شخصاً مرد باهوشى بوده و اتباع زيادى از علماى شيعه پيدا كرد . خود اخباريّين مدعى هستند كه قدماى شيعه تا زمان « صدوق » همه مسلك اخبارى داشتند . ولى حقيقت اين است كه اخباريگرى به صورت يك مكتب با يك سلسله اصول معين كه منكر حجيت عقل باشد ، و همچنين حجيت و سنديت قرآن را به بهانه اينكه فهم قرآن مخصوص اهل بيت پيغمبر است و وظيفه ما رجوع به احاديث اهل بيت است منكر شود ، و همچنين بگويد اجماع بدعت اهل تسنن است ، پس از ادلّه اربعه يعنى كتاب و سنت و اجماع و عقل ، تنها سنت حجت است ، و همچنين مدعى شود كه همه اخبارى كه در كتب اربعه يعنى كافى و من لا يحضره الفقيه و تهذيب و استبصار آمده صحيح و معتبر بلكه قطعى الصدور است ، خلاصه مكتبى با اين اصول ، پيش از چهار قرن پيش وجود