تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
طرفى موقعى معماآميز مىگردد كه يك علم اجمالى و مبهم هم در كار باشد ، لهذا در اين مسائل فرضى و ساخته شده ، « شك » و « علم اجمالى » زياد به گوش مىخورد و گاهى در ميان اين مسائل فرضى مسائل خوشمزه‌اى فرض مىشود كه جالب توجه است . مثلًا فرض مىكنيم شخصى وضو گرفت و بعد رفت داخل اطاق شد ، بعد كه بيرون آمد علم اجمالى دارد كه در وقتى كه داخل اطاق شد يا نماز فريضه‌اش را خواند پس تكليفش ساقط است و يا با زوجه خودش مقاربت كرد پس نه تنها تكليف و فريضه‌اش ساقط نشده بلكه طهارتش ( وضو ) نيز باطل شده و بايد برود غسل كند و نماز بخواند . حالا تكليف اين شخص چيست ، برود احتياطاً غسل كند و بعد هم فريضه نماز را ادا كند و يا بنا بگذارد كه نماز خوانده و غسل هم نكند يا تنها غسل بكند ؟ . حالا آيا چنين فرضى براى كسى اتفاق مىافتد يا اتفاق نمىافتد مطلب ديگرى است . يك بار ديگر هم در تاريخ اسلامى روحيه « مسئله سازى » و دنبال مسائل فرضى رفتن پديد آمده و آن در قرن دوم هجرى يعنى هنگامى است كه در عراق مكتب رأى و قياس به وسيله ابوحنيفه پيشواى معروف يكى از فرقه‌هاى اهل تسنن پايه گذارى شد و براى قبول و سنديّت حديث شرايط زيادى قائل شدند و ميدان فعاليت به دست رأى و قياس افتاد . در حجاز ، گذشته از ائمه اهل بيت عليهم السلام كه عمل به قياس را باطل مىدانستند ، فقهاى عامه از قبيل مالك بن انس و شاگردانش نيز با قياس ميانه خوبى نداشتند و چون فقهاى عراقى يعنى ابوحنيفه و اتباعش در مسائل فرضى خويش با كلمه « أرأيت » شروع مىكردند ، فقهاى حجاز آنها را « أرأيتيّون » مىخواندند . در بعضى از احاديث ما نيز اشاره به اين جريان هست و بعضى از ائمه فرموده‌اند : « ما اهل أرأيت نيستيم . » . البته بحث در اين مطلب از جنبه نظرى كه آيا روش متأخرين صحيح است يا نه ، از حدود اين مقاله خارج است . آنچه گفته شد فقط به منظور مقايسه بين روش فقهى شخصيت بزرگى است كه موضوع مقاله ماست با روش فقهى كه غالب متأخرين دارند . معظم له عملًا اينچنين نبود . اولًا همان طورى كه اشاره كردم به تاريخ فقه آشنا بود و سبك فكرهاى مختلف
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 152 | مرتضى مطهرى