تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
پيش مراجعه كنيم ؛ پس براى يك فقيه بعد از تسلط كامل بر علم اصول با در نظر گرفتن كتاب حديث جامعى مانند وسائل و كتابهاى فقهى جامعى مانند جواهر و مفتاح الكرامه كافى است كه اين چند كتاب را جلو خود بگذارد و به استنباط احكام الهى بپردازد . البته اين روش عمومى و نوعى است ولى هميشه افراد استثنايى پيدا مىشوند كه تمايلى به تفسير يا حديث يا معرفت رجال و يا فقه عامه و يا تاريخ نشان مىدهند ولى معمولًا اين امور كارهاى لازمى شمرده نمىشود . اين نكته را نبايد از نظر دور داشت كه علم اصول فقه به وسيله علامه محقق حاج شيخ مرتضى انصارى اعلى اللَّه مقامه الشريف كه حقاً لقب « خاتم المجتهدين » درباره‌اش اغراق و مبالغه نيست ، مخصوصاً در قسمتهايى مانند آنچه به نام « اصول عمليه » ناميده مىشود ، پيشرفت و ترقى شايانى كرده و تقريباً آن را به صورت يك علم نيمه معقول درآورده است ، مباحثى جذاب و سرگرم كننده پيدا كرده است ، ميدان مسابقه و زورآزمايى و تمرين هوش و استعداد شده . هر چند از زمان شيخ به اين طرف اين علم جلو نرفته ( با اينكه زمينه جلو رفتنش هست ) ولى شاخ و برگ زيادترى پيدا كرده . روى هم رفته ترقى و كمالى در اين علم پيدا شده و وسعت پيدا كرده و فضلاى طلاب را به خود مشغول ساخته و به همين جهت موجب شده كه فضلاى طلاب از ساير شعب علوم اسلامى باز بمانند و مصداق شعر معروف شاعر عرب گردند :
الْهَتْ بَنى تَغْلَبِ عَنْ كُلِّ مَكْرُمَةٍ * قَصيدَةٌ قالَها عَمْرُو بْنِ كُلْثُومِ
انصراف از ساير شعب علوم اسلامى از يك طرف و جذابيت و سرگرم كنندگى علم اصول از طرف ديگر ، منشأ پيدايش عادتى در ميان فضلا و اهل نظر شده كه مىتوان نام آن را عادت « مسئله سازى » گذاشت ، به اين معنا كه مسائلى را فرض و تخيّل مىكنند و در اطراف آن مسائل فرضى به بحث و مناظره مىپردازند ، و البته ممكن است در همه عمر بشر چنين فرضى واقع نشود اما از نظر اعمال قواعد اصولى جالب است كه ببينيم جاى كداميك از اصول چهارگانه يعنى برائت و احتياط و تخيير و استصحاب يا برخى قواعد و اصول ديگر از قبيل اصالة الطهارة يا قاعده فراغ و تجاوز است . و چون اين اصول علمى در جايى جارى است كه شكى در كار باشد ، و از