رسانده ، بالاخره چندين سال به صورت يك عامل نيرومند اجتماعى زندگى كرده ، اساساً از عهده يك فرد خارج است .
اگربنا شود بررسيها از روى دقت و واقع بينى به منظور هدايت و ارشاد و روشن كردن جامعه صورت بگيرد ( چنان كه در ميان ملتهاى رشديافته معمول است ) لازم است هيئتى از مفكّرين بنشينند با فرصت تمام به محاسبه و تجزيه و تحليل بپردازند و همه سود و زيانها را در نظر بگيرند و در دسترس جامعه قرار دهند .
بعلاوه جامعه ما هنوز به آن پايه از رشد نرسيده كه اجتماع را فوق فرد بشناسد و حب و بغضها را كنارى بگذارد و از اين توصيف و تشريحها فقط ارشاد و هدايت و سعادت جامعه را منظور داشته باشد همان طورى كه علماى تشريح كالبدى را تشريح مىكنند و منظورى جز علم و اطلاع و كمك گرفتن براى معالجه بيماران در نظر ندارند . گذشته از همه اينها من الآن نمىدانم كه اگر بنا شود هيئتى از مفكّرين ذى صلاحيت بنشينند و قضاوت كنند ، آيا در حال حاضر چنين افراد صلاحيت دارى در اجتماع ما وجود دارند يا نه ؟ زيرا ما چنين تمرينى نداريم و همچو عادتى در ميان ما تاكنون جارى نبوده است . آنچه در ميان ما معمول و متداول بوده و هست يك خوى قديمى و يك بيمارى نوظهور است . خوى قديمى ما مداحى و ستايشگرى و تملق است ؛ بيمارى جديد ما كه علامت روشنفكرى به شمار مىرود لكهدار كردن و لجن مال كردن افراد است و به غلط نامش را « انتقاد » گذاشتهايم . در عين اينكه آن خوى قديم و اين بيمارى جديد به ظاهر معكوس يكديگر مىباشند ، از يك اصل و يك ريشه سرچشمه مىگيرند و آن « گزافه گويى » و هوايى سخن گفتن و مصلحت اجتماع را در نظر نگرفتن است .
شايد بتوان گفت در مقام هدايت و ارشاد جامعه نورافكنى بهتر از اين گونه بررسيها و تجزيه و تحليلها - اگر محققانه و منصفانه صورت بگيرد - وجود ندارد .
روح آن تعليم عالى كه در قرآن كريم راجع به تدبر در سرگذشتهاى امم و افراد است چيزى جز استفاده كردن از اين نورافكن نيست .
به هر حال موضوعى كه در نظر است ، حتى از عنوان بالا محدودتر و جزئىتر است ؛ يعنى حتى در مقام بيان همه مزاياى روحى و خدمات اجتماعى معظم له نيستم ؛ فقط آن قسمت از مزايا مورد نظر است كه ايشان از آن جهت كه فقيه و مفتى بودند واجد آنها بودند و آن قسمت از خدمات منظور است كه ايشان از آن نظر كه
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 148
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص١٤٨