اجتهاد را كه استخراج احكام است از ادلّه « استثمار » مىخواند .
حقيقت اين است كه اين توجه كه براى علماى اسلام پيدا شد از ناحيه خودشان نبود ، پيش از همه خود قرآن كريم و پس از قرآن رسول اكرم مردم را به اين حقيقت متوجه كردند . قرآن كريم كه دعوت به تدبر در آيات قرآنى و تفكر در آنها مىكند در حقيقت همين معنى را يادآورى مىنمايد . رسول اكرم اولين شخصى است كه مسلمين را به سوى تعمق و اجتهاد و استخراج سوق داد . رسول اكرم با بيانات زيباى خود به مسلمين گوشزد كرد كه كتاب و سنت استعداد پايان ناپذيرى براى درك معانى تازه به تازه و نو به نو دارد . او درباره قرآن كريم فرمود :
ظاهِرُهُ انيقٌ وَ باطِنُهُ عَميقٌ ، لَهُ تُخُومٌ وَ عَلى تُخُومِهِ تُخُومٌ لا تُحْصى عَجائِبُهُ وَ لا تُبْلى غَرائِبُهُ « 1 » ظاهر قرآن زيبا و باطن آن ژرفاست ، او را حدى است و فوق آن حد حد ديگر است ، شگفتيهاى آن برشمرده نمىشود و تازگيهاى آن كهنه نمىگردد .
رسول اكرم درباره خودش و سخنان خودش فرمود : اوتيتُ جَوامِعُ الْكَلِم « 2 » سخنان جامع و دربرگيرنده به من داده شده است . و هم آن حضرت بيان لطيفى در همين زمينه دارد . در حديث معروفى كه در حجّة الوداع ايراد فرموده است و شيعه و سنى بالاتفاق آن را نقل و روايت كردهاند فرمود : نَضَّرَاللَّهُ عَبْداً سَمِعَ مَقالَتى فَوَعاها وَ بَلَغَّها مَنْ لَمْ يَسْمَعْها فَرُبَّ حامِلِ فِقْهٍ غَيْرِ فَقيهٍ وَ رُبَّ حامِلِ فِقْهٍ الى مَنْ هُوَ افْقَهُ مِنْهُ « 3 » يعنى خداوند شاد و خرّم كند كسى را كه سخن مرا بشنود و آن را به كسى كه آن را نشنيده است برساند . همانا بسيارند كسانى كه سخن پرمعنى با خود دارند ولى خود ، آن را فهم عميق نمىكنند و چه بسا كسانى كه چنان سخنى را از بر دارند و فهم عميق مىكنند ولى وقتى كه به ديگرى منتقل مىكنند او عميقتر آن را فهم مىكند . اين
هامش
( 1 ) كافى ، ج 2 / ص 599
( 2 ) بحارالانوار ، جلد ششم ، چاپ سربى تهران ، باب « فضائل النبى و خصائصه » صفحه 229 نقل از امالى صدوق .
( 3 ) كافى ، ج 1 / ص 403