تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
تقنين اسلامى نيازمند به قياس هستيم ريشه فاسدى است . ريشه اين فكر اين است كه كتاب و سنت ، وافى به بيان همه احكام و مقررات نيست و نوعى نارسايى و ناتمامى در كار است و برماست كه اين نقصان و ناتمامى را با اصل قياس گرفتن اكمال و اتمام كنيم ؛ و حال آنكه خداوند صريحاً در قرآن كريم مىفرمايد كه اين دين را اكمال و نعمت را تمام نموده و اسلام را به عنوان يك دين كامل و تامّ و تمام براى بشر پسنديده است : الْيَوْمَ اكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ اتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتى وَ رَضيتُ لَكُمُ الْاسْلامَ ديناً « 1 » . در نهج البلاغه خطبه‌اى است كه سيد رضى آن را تحت عنوان « فى ذمِّ اختِلافِ العُلَماءِ فى الْفُتْيا » آورده است . در آن خطبه ( خطبه 18 ) على عليه السلام كسانى را كه « مِن عِندى » فتوا مىدهند انتقاد مىكند و مىفرمايد : امْ انْزَلَ اللَّهُ ديناً ناقِصاً فَاسْتَعانَ بِهِمْ عَلى اتْمامِهِ ؟ امْ كانُوا شُرَكاءُ لَهُ فَلَهُمْ انْ يَقُولوا وَ عَلَيْهِ انْ يَرْضى ؟ امْ انْزَلَ اللَّهُ سُبْحانَهُ ديناً تامّاً فَقَصَّرَ الرَّسُولُ صلى الله عليه و آله عَنْ تَبْليغِهِ وَ ادائِهِ وَ اللَّهُ سُبْحانَهُ يَقُولُ « ما فَرَّطْنا فِى الْكِتابِ مِنْ شَىْ ءٍ » وَ قالَ فيهِ تِبْيانُ كُلِّ شَىْ ءٍ وَ ذَكَرَ انَّ الْكِتابَ يُصَدِّقُ بَعْضُهُ بَعْضَاً وَ انَّهُ لَااخْتِلافَ فيهِ فَقالَ سُبْحانَهُ : « وَ لَوْكانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً كَثيراً » وَ انَّ الْقُرآنَ ظاهِرُهُ انيقٌ وَ باطِنُهُ عَميقٌ لاتَفْنى عَجائِبُهُ وَ لا تُكْشَفُ الظُّلُماتُ الّا بِهِ . آيا خدا دين ناتمامى فرود آورده و آنگاه از اين افراد براى تكميل و تتميم آن استمداد جسته است ؟ يا اينها در خلق و فرود آوردن اين دين با خدا شريك بوده‌اند و طبق قانون « حق مساوى شركا » چون پاره‌اى از احكام را خداوند بيان كرده و آنها قبول كرده‌اند ، بايد پاره‌اى از احكام را اينان با رأى و خيال خود وضع كنند و خداوند قبول كند ؟ يا شقّ سومى در كار است و آن اينكه خداوند دين كامل و تامّى نازل فرموده لكن پيغمبر در تبليغ و رساندن آن به مردم كوتاهى كرده است و اينها قسمتهايى كه پيغمبر اكرم به مردم نرسانده است با رأى و خيال خود آن را وضع مىكنند ، و حال آنكه
هامش
( 1 ) مائده / 3