تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
عامه مردم به علما مراجعه مىكردند و علما به ائمه دين و به قرآن و آثار . و از مجموع اينها از صدر اسلام « تفقه » و افتاء به وجود آمد و مقدمات تكوّن علم « فقه » فراهم شد .

كتاب و سنت از ديدگاه فقهاى اسلامى

نكته جالب اين است كه كلماتى كه علما در زمينه استخراج احكام اسلامى از كتاب و سنت به كار برده‌اند نشان مىدهد كه اين دانشمندان از اول فهميده بودند كه يك نظر ساده و فهم عاميانه كافى نيست كه روح و عمق تعليمات اسلامى در اين زمينه - مانند هر زمينه ديگر - ادراك شود بلكه نياز به تعمق و غور و فهم عميق است . آنها كلمه « فقه » را به عنوان نام اين علم انتخاب كردند كه معنى غور كردن و به اعماق رسيدن را مىدهد . راغب اصفهانى در مفردات غرائب القرآن مىگويد : « الْفِقْهُ هُوَ التَّوَصُّلُ الى عِلْمٍ غائِبٍ بِعِلْمٍ شاهِدٍ » يعنى فقه اين است كه با وسيله قرار دادن يك دانش آشكار به يك دانش ناآشكار پى برده شود . آنها عمل تفقه را « اجتهاد » ناميدند كه با جهاد به يك معنى است . جهاد يعنى استفراغ وسع ، و به عبارت ديگر به كار بردن منتهاى همت و نيرو . با اين تفاوت كه كلمه جهاد غالباً براى به كار بردن منتهاى كوشش در برابر دشمن به كار برده مىشود و كلمه اجتهاد براى به كار بردن منتهاى كوشش در فهم احكام از كتاب و سنت استعمال مىگردد . انتخاب اين كلمه نيز مىرساند كه علماى اسلام زمينه را آنقدر عميق و وسيع مىدانستند كه بذل قسمتى از نيرو را كافى نمىشمردند ، بذل تمام نيرو را لازم مىدانستند . كلمه ديگرى كه به كار مىبردند كلمه « استنباط » است . اين كلمه نيز حكايت مىكند كه علماى اسلامى احساس خاصى در مورد درك احكام داشته‌اند . كلمه استنباط به معنى بيرون كشيدن آب از زير زمين است . علماى اسلام توجه كرده بودند كه در زير قشر ظاهر الفاظ جريان زيرزمينى آب زلال معانى است . هر عامى آشنا با زبان عربى و دستور زبان عربى حق ندارد ادعا كند كه با مراجعه به كتاب و سنت قادر است قوانين و مقررات اسلامى را اكتشاف كند ، فن و هنر مخصوص ضرورت دارد : هنر استنباط ، هنر استخراج آبهاى زيرزمينى از زير قشر ظاهرى . غزالى در المستصفى تعبير لطيفى دارد . او ادلّه را « شجره » و احكام را « ثمره » و عمل
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 130 | مرتضى مطهرى