رهانيده است . دامنهاى كوتاه بر همهء جهانيان بجز خياطان نعمتى است و تنها عيبشان اين است كه قدرت تخيل مردان را ضعيفتر مىكند ، و شايد اگر مردان قوهء تخيل نداشته باشند زنان نيز زيبا نباشند ! » « 1 » برتراند راسل در كتاب زناشويى و اخلاق در فصلى كه به عنوان « عشق رمانتيك » باز كرده است مىگويد :
« اصل اساسى عشق رمانتيك آن است كه معشوقِ خود را بسيار گرانبها و به دست آوردنش را بسيار دشوار بدانيم . . . بهاى زيادى كه براى زن قائل مىشدند نتيجهء روانشناسى اشكال تصرف وى بود . » « 2 »
و نيز مىگويد :
« از لحاظ هنرها مايهء تأسف است كه به آسانى به زنان بتوان دست يافت و خيلى بهتر است كه وصال زنان دشوار باشد بدون آنكه غيرممكن گردد . . . در جايى كه اخلاقيات كاملًا آزاد باشد انسانى كه بالقوه ممكن است عشق شاعرانه داشته باشد عملًا بر اثر موفقيتهاى متوالى به واسطهء جاذبهء شخصى خود ، ندرتاً نيازى به توسل به عاليترين تخيلات خود خواهد داشت . » « 3 »
و نيز مىگويد :
« كسانى هم كه افكار كهنه را پشت سر گذاشتهاند در معرض خطر ديگرى در مورد عشق به مفهوم عميقى كه ما براى آن قائليم قرار گرفتهاند . اگر مردى هيچ گونه رادع اخلاقى در برابر خود نبيند يكباره تسليم تمايلات جنسى شده و عشق را از كليهء احساسات جدى و عواطف عميق جدا ساخته و حتى آن را با كينه همراه
هامش
( 1 ) . همان ، ص 165
( 2 ) . زناشويى و اخلاق ، ص 36
( 3 ) . همان ، ص 39 و 40