عشق و عفت
ويل دورانت مىگويد :
« در سرتاسر زندگى انسان ، به اجماع همه ، عشق از هرچيز جالب توجهتر است و تعجب اينجاست كه فقط عدهء كمى دربارهء ريشه و گسترش آن بحث كردهاند . در هر زبانى دريايى از كتب و مقالات ، تقريباً از قلم هر نويسندهاى دربارهء عشق پيدا شده است و چه حماسهها و درامها و چه اشعار شورانگيز كه دربارهء آن به وجود آمده است ، و با اينهمه چه ناچيز است تحقيقات علمى محض دربارهء اين امر عجيب و اصل طبيعى آن و علل تكامل و گسترش شگفتانگيز آن ، از آميزش سادهء پروتوزوئا تا فداكارى دانته و خلسات پترارك و وفادارى هلوئيز به آبلارد . » « 1 »
ما در صفحات قبل گفتيم آنچه مجموعاً از گفتههاى علماى قديم و جديد دربارهء ريشه و هدف عشق و يگانگى يا دوگانگى آن با ميل جنسى استنباط مىشود سه نظريه است ؛ و گفتيم عشق ، هم در غرب و هم در شرق از شهوت تفكيك شده و امر قابل
هامش
( 1 ) . لذات فلسفه ، ص 117