اضطراب جسمانى به رقّت روحى تبديل شود ؟ آيا رشد تمدن است كه به علت تأخيرانداختن ازدواج موجب مىشود تا اميال جسمانى برآورده نشود و به درون نگرى و تخيل سوق داده شود و محبوب را در لباس رنگارنگى از تخيلات اميال نابرآورده جلوهگر سازد ؟ آنچه بجوييم و نيابيم عزيز و گرانبها مىگردد .
زيبايى يك شئ چنان كه خواهيم ديد بستگى به قدرت ميل به آن شئ دارد ، ميلى كه با ارضاء و اقناع ضعيف مىشود و با منع و جلوگيرى قوى مىگردد . » « 1 »
هم او مىگويد :
« به عقيدهء ويليام جيمز حيا امر غريزى نيست ، بلكه اكتسابى است . زنان دريافتند كه دست و دل بازى مايهء طعن و تحقير است و اين امر را به دختران خود ياد دادند . . .
زنان بىشرم جز در موارد زودگذر براى مردان جذاب نيستند . خوددارى از انبساط ، و امساك در بذل و بخشش بهترين سلاح براى شكار مردان است . اگر اعضاى نهانى انسان را در معرض عام تشريح مىكردند توجه ما به آن جلب مىشد ولى رغبت و قصد به ندرت تحريك مىگرديد .
مرد جوان به دنبال چشمان پر از حياست و بدون آنكه بداند حس مىكند كه اين خوددارى ظريفانه از يك لطف و رقّت عالى خبر مىدهد . حيا ( و درنتيجه عزيز بودن زن و معشوق واقع شدن او براى مرد ) پاداشهاى خود را پس انداز مىكند و درنتيجه نيرو و شجاعت مرد را بالا مىبرد و او را به اقدامات مهم وامى دارد و قوايى را كه در زير سطح آرام حيات ما ذخيره شده است بيرون مىريزد . » « 2 »
هم او مىگويد :
« امروز لباسهاى سنگين فشارآور كه مانند موانعى بودند از ميان رفتهاند و دختر امروز خود را با جسارت تمام از دست لباسهاى محترمانهاى كه مانع حمل بود
هامش
( 1 ) . لذات فلسفه ، ص 130
( 2 ) . همان ، ص 133