تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 614

مساهمون:

ص٦١٤
و شركت در مجالس بزم ) و هدفش تحرّى حقيقت نبوده . از اين جهت هرجا كه به نفع خود بوده آورده و هر جا كه به نفع خود نديده سكوت كرده است . در عين حال بايد بگوييم تا آنجا كه من يادم هست در هيچ كتاب فقهى نديده‌ام كه آيهء جلباب را جزء ادلّه ذكر كرده باشند . عليهذا اگر غفلتى شده - و خدا خود گواه است كه در وقت نوشتن كتاب توجه به اينكه ممكن است اين آيه هم دليل گرفته شود نداشته‌ام - اين غفلت منحصر به مؤلف اين كتاب نيست ؛ شما خوب بود به مستمسك هم عين همين ايراد را مىگرفتيد و ايشان را هم متهم به حمايت از عامه مىكرديد . با همهء اينها در اينجا اضافه خواهم كرد [ چنان كه در چاپهاى بعدى از سوى استاد اضافه شده است . ] ضمناً اين مطلب بايد يادآورى شود كه در ميان مفسرين فقط عدهء معدودى هستند كه تفسيرشان از نظر بيان معانى لغوى و توجيه معنى آيه ، اجتهادى است . از تفاسيرى كه من مىشناسم كشّاف و مجمع البيان و تا حدى الميزان اينطور است . الميزان در معنى لغات بيشتر متكى به مفردات راغب است كه آن هم يك كتاب محققانه و اجتهادى است . باقى تفاسير صرفاً تقليد از يكديگر است . تفسير صافى در بيان آيات از نظر تفسير لغات عيناً بيضاوى است و در توضيح و تأويل آيات عيناً تفسير قمى و عيّاشى و مجمع است . خود بيضاوى در بعضى موارد كه من توفيق مقابله پيدا كرده‌ام خلاصه‌اى است از تفسير امام فخر و تفسير امام فخر در غير آنچه مربوط به اختلافات اشعرى و معتزلى است تحت تأثير كشّاف است . از اين دو تفسير اجتهادى مجمع البيان عيناً همان‌طور تفسير كرده كه ما كرده‌ايم ؛ فقط كشّاف چيزى گفته كه با گفتهء خودش با آنچه در ذيل آيهء نور گفته معارض است . همان‌طور كه گفتم مطابق آنچه در آن وقت من تحقيق كردم آيهء جلباب قبل از آيهء نور نازل شده است . به علاوه لحن دو آيه هم مىرساند مطلب را . ممكن نيست كه با اينكه قبلًا آيهء نور نازل شده است زنان و دختران پيغمبر و زنان مؤمنين طورى رفتار كنند كه آيهء جلباب نازل شود ؛ ولى هيچ مانعى ندارد كه بعد از نزول آيهء جلباب كه لحن ارشاد دارد ( به حكم علت منصوصه ) آيهء نور نازل شود كه حكمى است مولوى و وجوبى و سخت‌تر و در خطاب ، به زنان و دختران پيغمبر هم تصريح نشده است . * * *
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 614 | مرتضى مطهرى