تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 611

مساهمون:

ص٦١١
تبعيت كردند . اسلام با رسم پوشيدن چهره جز در مورد احرام مخالفت نداشت بلكه همان‌طور كه قبلًا تذكر داديم استثناى وجه و كفين يك رخصت تسهيلى است . رجحان اخلاقى تستّر تا حد امكان ، مورد توجه اسلام است . عليهذا فرضاً سيره‌اى وجود داشته باشد ، دليل بر وجوب پوشيدن وجه و كفين نمىشود . به علاوه چنين سيره‌اى در زمان پيغمبر و صحابه و در زمان ائمهء اطهار وجود نداشته است . آنچه از زواياى تاريخ به دست مىآيد اين است كه سيرهء مسلمين در قرون اوليهء اسلام با سيرهء آنها در قرون بعدى ، مخصوصاً پس از اختلاط ملت عرب با ملتهاى ديگر و بالاخص پس از تأثر از رسوم و عادات امپراطورى روم شرقى از يك طرف و رسوم ايرانى از طرف ديگر ، بسيار متفاوت بوده است تا آنجا كه براى بسيارى از مورخان غربى كه از متون اسلامى اطلاع صحيحى ندارند اين توهم پيش آمده كه اساساً اسلام دستورى دربارهء پوشش نداده است و همهء اينها از خارج دنياى اسلام به ميان مسلمين سرايت كرده است ، و ما در بخش اول اين كتاب سخنانشان را نقل كرديم ، و البته همان‌طور كه قبلًا تذكر داديم اين سخن ياوه‌اى بيش نيست ؛ اسلام دستورهاى اكيد دربارهء پوشش دارد و فلسفهء خاصى را هم در نظر گرفته است . در اينجا تجزّم شده و اسناد داده شده است حجاب وجه و كفين به ملل غيراسلام ، در حالى كه مؤلف در اينجا مدارك تاريخى ارائه نكرده است . البته احتمال آنچه ذكر كرده است بعيد نيست ولى اقرب از اين احتمال ، احتمال اين است كه همان اصل عفاف اسلامى و افضليت ستر وجه و كفين كه شهيد ذكر فرموده است و اصل غيرت اسلامى باعث بر اين امر بوده است . خلاصه آنكه مؤلف به خاطر تأييد مقصد خود احتمال غلبهء عادات غيراسلامى بر اسلام را ترجيح داده است در حالى كه بهتر بود فعل مسلمين را بر صحت حمل مىكرد . پاسخ عليهذا ما بايد مسلمين را از پيغمبر افضل بشماريم و غيورتر ! دليل بر عادت بودن و نه اجراى سنت اين است كه در عصرهاى بعد ، از هر گناه كبيره‌اى عظيم‌تر جلوه كرده و مىكند در صورتى كه همين مردم از ارتكاب كبائر پرهيز نداشتند . نام چنين غيرتها را غيرت الهى نتوان گذاشت ، صرفاً تعصب بر عادات است . شما به هر حال خدا را شكر كنيد كه خالى از هرگونه غرض هستيد و به حال نزار مؤلف بيچاره دعا كنيد كه همواره اغراض خود را مىخواهد به هر وسيله شده به