وجوب حجاب وجه و كفين ادلّ است .
پاسخ چرا يك حديثِ گويا و مورد استناد فقها حذفش بهتر است ؟ ! مگر آنكه مدعى شويم كه فقه ما مانند كتاب مذهبى هندوها و ائمهء اسماعيلى بايد مستور بماند .
* * * . صفحهء 532 .
يكى ديگر از ادلهء كسانى كه پوشش چهره را لازم دانستهاند اين است كه در مورد كسى كه قصد ازدواج دارد اجازه داده شده است كه به چهرهء زنى كه مورد نظر اوست نگاه كند . مفهوم اين حكم اين است كه براى كسى كه قصد ازدواج ندارد نظر كردن جايز نيست .
يكى از ادلّه آيهء جلباب است و مؤلّف آن را ذكر نفرموده است با اينكه در كتب تفسير در ذيل اين آيه بسيار آمده است كه حجاب وجه را نيز ذكر كردهاند :
1 . در تفسير كشّاف مىنويسد : معنى «
يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ
» يرخينها عليهنّ و يغطّين بها وجوههنّ واعطافهنّ . . .
2 . در مجمع البيان : و قيل الجلباب مقنعة المرئةاى يغطّين جباههن و رؤسهنّ اذا خرجن لحاجة بخلاف الاماء . . . و در بحث لغت مىنويسد : الجلباب خمارالمرئة الّتى يغطّى رأسها و وجهها اذا خرجت لحاجة .
3 . در تفسير صافى : يغطّين وجوههنّ وابدانهنّ بملاخهنّ اذا برزن لحاجة . فقط در تفسير الميزان از تفاسيرى كه در دسترسم بود « وجوه » ندارد . به تفاسير ديگر هم مراجعه شود . آنگاه چه شده است كه مؤلف به اين دليل توجه نكرده است ؟ آيا دلالت آن از روايت عامّيهاى كه قبلًا ذكر كرده كمتر است ؟ .
پاسخ از صفحهء 186 تا 196 دربارهء اين آيه بحث شده است و در صفحهء 194 تصريح شده كه مفسران غالباً هدف جملهء «
يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ
» را پوشانيدن چهره دانستهاند ، يعنى اين جمله را كنايه از پوشيدن چهره دانستهاند ( رجوع شود ) . اما اينكه چه شده است كه مؤلف عمداً غفلت مىكند همان است كه مكرر تذكر فرمودهايد كه مؤلف غرض خاص دارد ( لابد استفاده از ماهرويان