تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 610

مساهمون:

ص٦١٠
همهء آنها خود يك كتاب مىشود . مطلب را بزرگ جلوه داده است . پاسخ ما اندازهء كتاب را كه ذكر نكرده‌ايم . اتفاقاً اگر همهء آنها كه در همهء ابواب حديث شيعه و سنى آمده است جمع شود از اين كتاب بزرگتر خواهد شد . * * * . صفحهء 524 . در بسيارى از موارد ، فقها در اثبات احكام به سيره تمسك مىجويند . مثلًا در مورد ريش تراشى مىگويند محكم ترين دليل حرمت آن سيرهء مسلمين است كه ريش را نتراشند . ( البته در اينجا مناقشه شده كه از نتراشيدن ريش كه بين مسلمين متداول است مىتوان استنتاج كرد كه ريش گذاشتن حرام نيست ، ولى اينكه ريش گذاشتن واجب باشد استنباط نمىشود ، زيرا ممكن است مستحب و يا مباح باشد . ) در مسألهء پوشش وجه و كفين نيز به سيرهء مسلمين تمسك شده است . اين مناقشه محل مناقشه است زيرا كه ريش نتراشيدن در بين مسلمين به طورى تلقى مىشده كه نبايد تراشيد نه به اين‌طور كه مانعى ندارد نتراشيم . فافهم . پاسخ چنين نيست ولهذا فقهاى عصر حاضر در استناد به اين سيره دچار اشكال و ترديدند . * * * . صفحهء 525 . در ايران و در بين يهود و مللى كه از فكر يهود پيروى مىكردند حجاب به مراتب شديدتر از آنچه اسلام مىخواست وجود داشت . در بين اين ملتها وجه و كفين هم پوشيده مىشد ، بلكه در بعضى از ملتها سخن از پوشيدن زينت زن و چهرهء زن نبود ، سخن از پنهان كردن زن و به اصطلاح « قايم » كردن زن بود و اين فكر به صورت عادت سفت و سختى درآمده بود . اسلام گرچه پوشانيدن وجه و كفين را واجب نكرد ولى تحريم هم نكرد ، يعنى اسلام عليه پوشانيدن چهره قيام نكرد و باز گذاشتن را واجب ننمود و درنتيجه ملتهاى غيرعرب كه مسلمان شدند از همان عادت و رسم ديرين خود