قرار دهيد . پس وقتى در مقام تحديد و بيان حدود پوشش است و مىفرمايد با روسريها بر روى گريبانها و سينهها حائلى قرار دهيد و نمىگويد بر روى چهره حائلى قرار دهيد ، معلوم مىشود حائل قرار دادن بر روى چهره واجب و لازم نيست .
اين مطلب كه آيه در مقام تحديد است محل تأمل است . قدر مسلّم اين است كه نوعى از تكشّف معمول را نهى فرموده است و آن باز بودن گوش و گردن و جلوى سينه بوده است و اما اينكه واقعاً در مقام ذكر حدود جميع ما يَجِبُ سَتْرُهُ است محل تأمل است ؛ و به عبارت ديگر مىگوييم محتمل است كه اين آيه نظير آيهء «
لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى
» باشد كه در آن ، مرتبهاى از تحريم خمر بيان شده است و كسى نمىتواند بگويد از اين آيه فهميده مىشود كه خمر در غيرصورتى كه براى نماز موجب مستى مىشود اشكالى ندارد زيرا كه آيه در مقام تحديد است . مسألهء تدريج در بيان احكام در قرآن مطلبى است كه مؤلف خود به آن اعتراف دارد . از كجا كه آيهء جلباب مكمل حكم حجاب نباشد ؟ ( در تاريخ نزول آيهء نور و آيهء جلباب مطالعه شود . ) .
پاسخ اولًا آنچنانكه به خاطر دارم و هنگام تأليف تحقيق كردم آيهء جلباب قبل از آيهء نور آمده است . ثانياً اگر اين آيه در مقام تحديد نيست چه مقامى مقام تحديد است ؟ آيهء «
لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى
» بهطور قطع مفهوم دارد و اكثر مسلمين از اين مفهوم استفاده مىكردند . آيات بعد در حكم ناسخ مفهوم اين آيه است ؛ و به هر حال مقايسهء آيات حجاب به آيات خمر بىمورد و تكلف بيجاست .
* * * . صفحهء 516 .
در روايت ديگر در مورد خواجگان ( كه ممكن است مملوك هم نباشند ) سؤال شده است :
مُحَمَّدُ بْنُ اسْماعيلَ بْنِ بَزيع قالَ : سَأَلْتُ ابَا الْحَسَنِ الرِّضا عليه السلام عَنْ قِناعِ الْحَرائِرِ مِنَ الْخِصْيانِ . فَقالَ كانوا يَدْخُلونَ عَلى بَناتِ ابِى الْحَسَنِ عليه السلام وَ لا يَتَقَنَّعْنَ . قُلْتُ : وَ كانوا احْراراً ؟ قالَ : لا . قُلْتُ : فَالْاحْرارُ يُتَقَنَّعُ مِنْهُمْ ؟ قالَ : لا .