حرامى ديگر مرتكب مىشوند مثل كارى كه عايشه كرد و يا عاريات بر سروج سوار مىشوند كه اين هم مطلب ديگرى است . اگر گفته شود مقصود اين است كه بالاستقلال سوار شوند بدون اينكه مردى جلوكش باشد جواب اين است : پس فرق نمىكند كه سَرج باشد يا قيت ، و به علاوه كار عايشه مانعى نداشته زيرا چندين جلوكش داشته است .
ثالثاً اگر سروج شامل صندلى اتومبيل باشد چه فرقى هست كه صندلى جلو باشد يا عقب .
رابعاً آيا شما باور مىكنيد كه پيغمبر اكرم كه مجسمهء ادب و عفاف بود از زنان با كلمهء « ذوات الفروج » تعبير كرده باشد ؟ آيا خود شما حاضريد در منبر زنان را با تعبير فارسى [ معادل اين تعبير ] براى مستمعين فارسى زبان خود ياد كنيد ؟ آيا اگر اين جمله به دست معاندان فارسى زبان بيفتد و در مجلهها راه يابد چه آبرويى براى پيغمبر باقى مىماند ؟ ! در قرآن كلمهء « فرج » به معنى اعم از آلت تناسلى مرد و زن آمده كه قهراً مرادف با كلمهء آلت تناسلى يا كلمهء عورت است مثل :
وَ الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ
و يا :
يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ .
.
خامساً آيا ايراد بر عايشه اين بوده كه چرا شتر يا قاطر سوار شده است و اگر سوار يك الاغ پالاندار شده بود شما اشكال نمىكرديد ؟ .
سادساً آيا هيچ فقيهى به حكم اين حديث و تطبيق آن با عصر ما حاضر است حكم كند كه چون دورهء آخرالزمان است و به حكم حديث منسوب به سلمان ، در اين زمان اؤْتُمِنَ الْخائِنُ وَ يَخونُ الْامين است ، پس فى المثل آقاى خوانسارى كه مورد اعتماد مردم است و امين شناخته مىشود حتماً خائن است ؛ و يا چون در اين حديث آمده است : اقْوامٌ يَتَفَقَّهونَ لِغَيْرِ دينِ اللَّه . . . يَظْهَرُ قُرّاؤُهُمْ وَ عُبّادُهُمُ التَّلاوُمَ ، پس فقها و همهء قرّاء و عبّاد فاسقند .
سابعاً چرا خود علّامه طباطبائى به موجب اين حديث از استنباطشان از آيات سورهء نور و سورهء احزاب كه عين استنباط ماست عدول نفرمودند ؟ .
حقيقت اين است كه وارد كردن اين گونه استفادهها در فقه نامى جز افساد فقه ندارد . در اين روايت آمده : وَ عِنْدَها تُشارِكُ الْمَرْأَةُ زَوْجَها فِى التِّجارَةِ . آيا احدى تا كنون به حكم اين حديث فتوا به حرمت شركت زن با شوهر در تجارت داده است ؟ لحن اين روايت لحن كراهت نيست ، لحن حرمت است .