مىداند كه طبقهاى كه به حجاب ايراد مىگيرند هدف نهايى آنها آزادى تمتعات جنسى است و آنها هرگز راضى نيستند كه زن بدون آرايش و پوشيده وارد اجتماع شود . دليل اين مطلب اين است كه هيچ گاه طبقهء عفيف و متدين مردم به حجاب ايراد نمىگيرند ، هميشه ايرادگيريها از ناحيهء مردم نانجيب يا فريب خوردههاى آنان است . دكتر . . . در مطبش يك مينى ژوپ پوش درجهء يك را به عنوان سكرتر استخدام مىكند و در جلسات آقاى مطهرى شركت مىكند و منافقانه اظهار مىكند كه به اسلام پايبند است و آقاى مطهرى هم فريب او و امثال او را مىخورد .
ما فعلًا در اين مقام نيستيم كه آيا زن در درجهء اول بايد به وظايف خانوادگى عمل كند يا خير ؟ شك نيست كه ما طرفدار اين هستيم كه وظيفهء اول زن مادرى و خانه سالارى است .
اگر شما طرفدار اين رويّه بوديد حجاب وجه و كفين را محبوسيت زن نمىدانستيد ، زيرا منظور از محبوسيت همين مادرى و خانه سالارى است .
پاسخ مفهوم اين تعبير كه با « اگر » و فعل ماضى بيان شده اين است كه نيستيد و نفاق مىكنيد . در پايين صفحه هم نوشتهايد دكتر . . . ( كه شما را معالجه كرده است ) منافق است .
آرى اين است پاداش كسى كه بيش از ده سال صميمانه به فكر و روح شما خدمت كرده است « 1 » و آن است پاداش كسى ديگر كه به تن شما ( و ظاهراً بدون ويزيت ) خدمت كرده است . شما چگونه به شخصى به صرف اينكه يك گناه مرتكب شده و زنى مينى ژوپ پوش استخدام كرده تهمت نفاق مىزنيد و چه مجوّزى داريد ؟ ! اين نسبتها حرام است و موجب فسق . آنچه من در اين حواشى مىبينم آنقدر خالى از موازين اخلاقى است كه گاهى ترديد مىكنم جواب بگويم . اينكه مىگوييد رعايت اين فلسفه وقتى امكان دارد كه زن محصور و محبوس باشد غلط است ، بلكه وقتى امكان دارد كه رعايت واجب ( ستر ) وسنت ( حريم ) شود و هيچ گونه توقفى بر آنچنان ظلم فاحش كه فقط در
هامش
( 1 ) . [ لازم به ذكر است كه تعليقه نويس محترم مدتى نزد استاد شهيد تحصيل نموده است . ]