به نظر مىرسد اين است كه مفسرانى كه در اينجا چنين گفتهاند غالباً همانها هستند كه در تفسير سورهء نور با كمال صراحت گفتهاند كه پوشانيدن چهره و دو دست لازم نيست و آن را امر حَرَجى دانستهاند ، از قبيل زمخشرى و فخر رازى . چطور شده است كه اين مفسران متوجه تناقض در سخن خود نشدهاند و ادعاى منسوخيت آيهء نور را هم نكردهاند .
بايد ديد كه چگونه مفسران از آيهء مذكور مسألهء ستر وجه را فهميدهاند . بايد تحقيق شود .
پاسخ تحقيق همان است كه گمان كردهاند آيه براى بازشناختن زنان آزاد از غيرآزاد است .
* * * . حقيقت اين است كه اين مفسران تناقضى ميان مفهوم آيهء نور و آيهء احزاب قائل نبودهاند . آيهء نور را يك دستور كلى و هميشگى مىدانستهاند خواه مزاحمتى در كار باشد يا نباشد ولى آيهء سورهء احزاب را مخصوص موردى مىدانستهاند كه زن آزاد يا مطلق زن مورد مزاحمت افراد ولگرد قرار مىگرفته است .
اين بيان رفع اشكال نمىكند ، زيرا استاد معتقد است كه آيهء جلباب راجع به ستر وجه دلالتى ندارد و مفسرين آن را راجع به ستر وجه دانستهاند ، و فرضاً كه بگوييم اين حكم ، مخصوص مورد مزاحمت افراد ولگرد است اين مطلب جواب داده نشده است كه آنان چگونه از آيهء جلباب ستر وجه را فهميدهاند . بايد مراجعه شود .
پاسخ البته مراجعه خوب است ، شايد مطلب تازهاى به دست آيد اما ملزم نيستيم كه هر كجا اشتباه مفسر يا فقيه يا فيلسوفى را كشف كرديم علت اشتباه را هم نشان دهيم ؛ به هر حال اشتباه است .
* * * . صفحهء 507 .
مجدداً توضيح مىدهيم كه بحث ما جنبهء علمى دارد نه فتوايى . اين بنده نظر خودم را مىگويم و هر يك از شما بايد عملًا به فتواى همان مجتهدى عمل كند كه از او
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 599
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٥٩٩