به جواز چيزى ، اين گونه احتياط واجب بكند كه مفهومش اين است [ كه ] مقلّد به غير رجوع كند يا عمل به احتياط - طبق اصل كه عامى بايد با نبودن فتواى مجتهد احتياط كند - نمايد . مرحوم آقاى بروجردى صريحاً مىفرمود ما گاهى فتوامان بر خلاف احتياط متن است ( احتياط وجوبى ) ولى فتواى خود را ذكر نمىكنيم و الزامى هم نداريم . بر ما رعايت عدم الفتواها كه لازم نيست .
* * * . صفحهء 494 .
در اينجا نبايد اعتراض كرد كه اكنون رسم بردگى منسوخ شده است و بردهاى وجود ندارد و پافشارى در اين بحثها بىثمر است ؛ زيرا اولًا روشن شدن نظر اسلام در اين مسائل ، ما را به هدف كلى اين قوانين كه برخى از آنها مورد ابتلا نيز مىباشد بهتر واقف مىسازد ، و ثانياً اگر فقيه متهوّرى جرأت كند چه بسا حكم غلامان را از راه ملاك و مناط ، به موارد مشابه آن از قبيل خدمتكاران بتواند تعميم دهد .
طرح اين بحثها براى عوام بىفايده بلكه مضرّ است زيرا آنان را گستاخ مىكند بدون آنكه آنان را فقيه سازد ، و اين از بدترين معايب اين كتاب است .
پاسخ برعكس ، بزرگترين خدمت اين كتاب است . من خودم قبل از نشر اين كتاب با برخى مراجع صحبت كردم و ديدم باطناً همه موافقند ولى از امثال شما بيم دارند . فايدهء امثال اين كتاب اين است كه امثال من چوب امثال شما را مىخورند اما بعد راه براى فقها باز مىشود و آزادانه فتواى خود را ذكر مىكنند .
* * * . صفحهء 505 .
مفسران غالباً هدف جملهء «
يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ
» را پوشانيدن چهره دانستهاند ، يعنى اين جمله را كنايه از پوشيدن چهره دانستهاند . مفسران قبول دارند كه مفهوم اصلى « يُدْنينَ » پوشانيدن نيست اما چون غالباً پنداشتهاند كه اين دستور براى بازشناخته شدن زنان آزاد از كنيزان بوده است ، اينچنين تعبير كردهاند . ولى ما قبلًا گفتيم كه اين تفسير صحيح نيست . به هيچ وجه قابل قبول نيست كه قرآن كريم فقط زنان آزاد را مورد عنايت قرار دهد و از آزار كنيزان مسلمان چشم بپوشد . آنچه عجيب