صفحهء 475 .
عليهذا در آيهء مورد بحث معناى «
يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ
» اين است كه نگاه را كاهش بدهند يعنى خيره نگاه نكنند و به اصطلاح علماى اصول نظرشان آلى باشد نه استقلالى .
عبارت كتاب در اينجا ايهام مىكند كه نظر آلى به زن ، يعنى نظر در حال مكالمه ، مورد نهى نيست در حالى كه اين سخن غلط است ؛ بلكه مراد از غضّ بصر ، چشم فروبستن است ، يعنى نيم بسته كردن چشم ؛ چنان كه انسان وقتى بخواهد به يك شئ نگاه نكند و به اشياء ديگر نگاه كند ناچار بايد چنين كند ؛ و اين مطلب غير از مسألهء نظر استقلالى و نظر آلى است . نظر استقلالى و نظر آلى هر دو تا ممكن است بهطور باز بودن تمام چشم و بدون غضّ بصر باشد .
پاسخ انسان وقتى كه به چيزى نگاه مىكند اگر منظورش تماشاى او باشد نگاهش دقيق مىشود و توجهش تام مىگردد و اما اگر منظور تماشا نباشد بلكه همان قدر است كه لازمهء تخاطب است نگاهش دقيق و خيره نيست . در صورت اول اگر پرسش شود ، جزئيات چهرهء طرف را به خاطر دارد ، و در صورت دوم اگر صد بار هم ديده باشد باز هم اگر بپرسند نمىداند كه فى المثل چشم طرف درشت است يا ريز . معمولًا انسان هنگامى كه نمىخواهد به چيزى نگاه كند و ضرورت ايجاب مىكند كه چشم افكند ، عدم تمايل روح به ديدن قهراً موجب مىشود كه پلكها اندكى به هم نزديك شوند . منظور ما اين بوده كه آيه چنين حالى را بيان مىكند . پس آيه نظر استقلالى و تماشايى را كه دقيق و خيره است نهى مىكند اما نظر آلى و تخاطبى را نهى نمىكند .
* * * . صفحهء 476 .
اين نكته بايد اضافه شود كه برخى از مفسران كه « غضّ بصر » را به معنى ترك نظر گرفتهاند مدعى هستند كه مقصود ترك نظر به عورت است همچنانكه جملهء بعد نيز ناظر به حفظ عورت از نظر است . و باز همانطور كه فقها گفتهاند فرضاً مقصود از غضّ بصر ترك نگاه به طوركلى باشد اعم از نگاهى كه به منظور تماشا و التذاذ باشد و يا