استنباط خودمان را ذكر مىنماييم و اما هر يك از آقايان و خانمها از هركس كه تقليد مىكنند عملًا بايد تابع فتواى مرجع تقليد خودشان باشند . آنچه ما مىگوييم با فتواى بعضى از مراجع تقليد تطبيق مىكند و ممكن است با فتواى بعضى ديگر تطبيق نكند ( هرچند فتواى مخالفى وجود ندارد ، هرچه هست به اصطلاح احتياط است نه فتواى صريح ) . غرض ما از اين بحث اين است كه شما با متون اسلام از نزديك آشنا شويد و به منطق متين و محكم اسلام مجهز گرديد .
اين جمله ايهام مىكند كه ديگران شما را از آشنا شدن با متون اسلام مانع مىشوند .
اين گونه جملات بسيار زننده است و مردم را نسبت به فقها بدبين مىسازد .
پاسخ چنين مفهومگيرى نمىدانم در « اصول » چه نامى دارد ؟ اينها بهانه گيرى است .
سبحان اللَّه ، سكوت ديگران و توضيح و تفسير مقنِع نكردن آنها سبب بدبينى مردم نمىشود ؛ اما اينكه بيچارهاى جان بكَند و بعد بگويد مىخواهم شما از نزديك با اسلام آشنا شويد موجب بدبينى مىشود ! اگر اينها بهانه گيرى براى افتراس نيست پس چيست ؟
فرضاً بدبين كند ، به پيشنمازها بدبين مىكند نه به فقها . حتماً شنيدهايد كه گرگ و برّه از يك نهر آب مىخوردند و گرگ در بالا و برّه در پايين قرار گرفته بود . گرگ مىخواست بهانهاى براى پاره كردن برّه پيدا كند ، گفت آب نخور كه آبها را گِل مىكنى . برّهء بيچاره گفت :
آخر من كه پايين ترم ؛ فرضاً آب گل بشود كه به طرف بالا برنمى گردد . گرگ گفت : عجب ! فضولى و زبان درازى هم مىكنى . فوراً پريد و برّه را دريد . دريدن يك فرد تنها در يك شهر از طرف افراد بهم بستهء فاميلى و طبقهاى بهانهء زيادى نمىخواهد ، كافى است كه گفته شود عرض وجود كردهاى و عرض وجودذنْبٌ لايُغْفَراست ؛ وُجودُكَ ذَنْبٌ لايُقاسُ بِهِ ذَنْبٌ . .
* * * . صفحهء 484 .
بديهى است تنها خواندن رسالههاى عمليه و آگاهى بر متون فتواها براى اين منظور كافى نيست ؛ بحثى استدلالى ، هم از جنبهء نقل و هم از جنبهء فلسفهء اجتماعى لازم است .
اين جهت است كه اين بحث را بر ما ضرورى و لازم كرده است و اين است
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 594
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٥٩٤