نگاهى كه لازمهء مخاطبه است ، متعلَّق نگاه ذكر نشده است كه چيست « 1 » مقصود مؤلّف در اين بحث روشن نيست كه آيا مراد آيه ، غضّ بصر از وجه و كفّين است يا غضّ بصر از ساير قسمتهاى بدن زن . اگر مراد دومى است پس به فرمودهء ايشان نظر آلى به بدن زن بايد جايز باشد ، در حالى كه چنين نيست ؛ و اگر مراد اولى است پس بايد آيه از حكم نظر به بدن زن ساكت باشد . گمان نمىكنم احدى از مفسرين متعلَّق غضّ را وجه و كفّين گرفته باشد ؛ و مؤلف در نوشتهء خود تصريح نفرموده است ، و اكنون مستمسك را حاضر ندارم تا مراجعه كنم و غرض مؤلف را از اين ارجاع بدانم .
پاسخ ما به قرينهء شأن نزول آيه استنباط كردهايم كه مقصود نظر به چهرهء زن است .
مسألهء نظر به ساير [ قسمتهاى ] بدن زن مفروغٌ عنه است .
* * * . صفحهء 476 .
راسل در يكى از كتابهايش به نام در تربيت يكى از چيزهايى كه از جملهء اخلاق بى منطق و به اصطلاح « اخلاق تابو » مىشمارد ، همين مسألهء پوشانيدن عورت است .
وى مىگويد چرا پدران و مادران اصرار مىورزند كه عورت خود را از بچه بپوشانند ؟
اين اصرار خود سبب تحريك حس كنجكاوى بچهها مىگردد . اگر كوشش والدين براى كتمان عضو تناسلى نباشد ، چنين كنجكاوى كاذبى وجود پيدا نخواهد كرد . بايد والدين عورت خود را به بچهها نشان بدهند تا آنها هرچه كه وجود دارد از اول بشناسند .
بعد اضافه مىكند : لااقل گاهى اوقات - مثلًا هفتهاى يك بار - در صحرا يا حمام برهنه شوند و عورت خود را در معرض ديد بچهها قرار دهند .
نقل كلام راسل با استدلال آن كه يك خطابه است پسنديده نيست . خطابهء سوء داراى اثرى است كه نبايد از اصل نقل شود ، فافهم .
هامش
( 1 ) . رجوع شود به مستمسك العروه حضرت آية اللَّه حكيم ، ج 5 / ص 191 .