شده كه عدهء زيادى گمان كنند كه اسلام خواسته است زن هميشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بيرون نرود .
اين فصل كتاب نوعى تشويق به ورود زن در ميان اجتماع مردان است و مسلماً چنين چيزى از نظر اسلام ممدوح نمىباشد و گمانم اين است كه خود استاد مؤلف هم بعد از اين تصريح مىكند كه جدا ساختن محيط زن از مرد در اسلام ممدوح است .
پاسخ تشويق نيست ، عدم منع است ، و آنچه در فصلهاى آخر كتاب گفته شده است و همواره مورد تأييد است حريم است نه پرده نشينى . رسول اكرم اجازهء شركت در مساجد و احياناً در تشييع جنازه و بالاتر حضور در ميدان جنگ را مىداد و در عين حال مانع اختلاط بود ، مىگفت زنان و مردان با يكديگر و در حال اختلاط از يك در خارج نشوند و حتى در كوچه و خيابان خط ممرّ مردان از خط ممرّ زنان جدا باشد ؛ صلّى اللَّه عليه و آله كه چقدر او بزرگ و عظيم و معتدل بود و چقدر ما كوچك و حقير و مفرط يا مفرّط هستيم .
* * * . صفحهء 431 .
مىدانيم كه در قرآن كريم دربارهء زنان پيغمبر دستورهاى خاصى وارد شده است .
اولين آيه خطاب به زنان پيغمبر با اين جمله آغاز مىشود : «
يا نِساءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ
» يعنى شما با ساير زنان فرق داريد . اسلام عنايت خاصى داشته است كه زنان پيغمبر ، چه در زمان حيات آن حضرت و چه بعد از وفات ايشان ، در خانههاى خود بمانند ، و در اين جهت بيشتر منظورهاى اجتماعى و سياسى در كار بوده است . قرآن كريم صريحاً به زنان پيغمبر مىگويد : «
وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ
» يعنى در خانههاى خود بمانيد . اسلام مىخواسته است « امَّهاتُ الْمُؤْمِنين » كه خواه ناخواه احترام زيادى در ميان مسلمانان داشتند از احترام خود سوء استفاده نكنند و احياناً ابزار عناصر خودخواه و ماجراجو در مسائل سياسى و اجتماعى واقع نشوند . و چنان كه مىدانيم يكى از امهات المؤمنين ( عايشه ) كه از اين دستور تخلف كرد ماجراهاى سياسى ناگوارى براى جهان اسلام به وجود آورد . خود او هميشه اظهار تأسف مىكرد و مىگفت دوست داشتم فرزندان زيادى از پيغمبر مىداشتم و مىمردند اما به چنين ماجرايى دست