اذى براى خود زن است . بسيار بعيد است كه دربارهء حيض كه مربوط به زن است سؤال شود ( خصوصاً باتوجه به شأن نزول ) ، جوابى كه داده شده مربوط به مرد باشد .
مقصود كسانى هم كه گفتهاند : « مُسْتَقْذَرٌ يُؤْذى مَنْ يَقْرُبُ مِنْهُ » عامّ است ، منحصر به مرد نيست ، براى خود زن هم به اين معنى اذى است .
* * * . صفحهء 421 .
عللى كه قبلًا ذكر كرديم كم و بيش مورد استفادهء مخالفان پوشيدگى زن قرار گرفته است . به عقيدهء ما يك علت اساسى در كار است كه مورد غفلت واقع شده است . به عقيدهء ما ريشهء اجتماعى پديد آمدن حريم و حائل ميان زن و مرد را در ميل به رياضت يا ميل مرد به استثمار زن يا حسادت مرد يا عدم امنيت اجتماعى يا عادت زنانگى نبايد جستجو كرد و لااقل بايد كمتر در اينها جستجو كرد . ريشهء اين پديده را در يك تدبير ماهرانهء غريزى خود زن بايد جستجو كرد .
مؤلّف اين علت را « اساسى » ناميده است و با پذيرفتن اين علت گويى قبول كرده است كه حجاب ساختهء دست زن است به خاطر محفوظ نگه داشتن مقام خود ، و اين نقض غرض مؤلف است كه مىخواهد براى حجاب ريشهء الهى بيان كند نه ريشهء سست بشرى . آنگاه در اين بخش به كلمات راسل ، ويل دورانت و ساير مزخرف گوها استناد شده است ؛ و در رد اين ريشه مىتوان گفت زن كه مىخواهد ارزش خود را بالا ببرد خود را نشان مىدهد آنگاه مىگريزد نه آنكه خود را از اول نشان ندهد ؛ و حجاب به اين معنى اخير است . به نظر مىرسد حذف اين قسمت ، از اصل بهتر است .
پاسخ اولًا بحث دربارهء يك علت اساسى است نه علت اساسى منحصر . ثانياً مگر لازمهء اينكه چيزى دستور الهى باشد اين است كه فاقد هرگونه مصلحت بشرى باشد و يا بشر به حكم يك الهام غريزى آن را تأييد نكند ؟ ! ما از اين گونه دستورهاى الهى زياد داريم كه غريزه هم آن را تأييد مىكند . در حديث است كه « الْكِذْبُ رَيْبَةٌ وَالصِّدْقُ طُمَأْنينَة » .
يا رسول اكرم دربارهء « برّ » و « اثم » فرمود : « الْبِرُّ ما . . . وَ الْاثْمُ ما . . . » . خداوند متعال خواسته است كه عزت و كرامت زن در مقابل مرد محفوظ باشد و نخواسته است كه زن در برابر مرد ، موجودى مبتذل
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 580
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٥٨٠