يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ -
الى آخر .
مرده شوى صحيح مسلم را ببرد كه دست از سر ما برنمى دارد . گمان مىكنم استاد در اين ايام كتب صحاح را مطالعه مىكردهاند و هرچه به نظرشان مناسب اين كتاب بوده است آوردهاند و الّا نمىخواهند بگويند در كتابهاى ديگر مطلبى در اين باره يافت نمىشده است و منحصراً در كتب صحاح يافت مىشده است .
پاسخايّاك اعْنى وَاسْمَعى يا جارَةُ . بديهى است كه حضرت تعليقه نويس هرگز در مورد كتابى كه به هر حال به علم اجمالى ، دهها و شايد صدها حديث قطعى نبوى دارد چنين تعبيرى نمىكند ؛ مرده شوى فضولها را ببرد كه از اين كتاب نقل مىكنند ! ! ! .
* * * . اما اينكه چطور شد در عصر اخير به جاى اصطلاح رايج فقها يعنى ستر و پوشش ، كلمهء حجاب و پرده و پردگى شايع شده است براى من مجهول است و شايد از ناحيهء اشتباه كردن حجاب اسلامى به حجابهايى كه در ساير ملل مرسوم بوده است باشد . ما در اين باره بعداً توضيح بيشترى خواهيم داد .
شايد وجه آن ، مبالغه در پوشيدگى زن است كه در حد حجاب ممدوح است ، و تعبير استاد در اينجا پسنديده نيست ، تحريك مردم است عليه متدينين .
پاسخ مثل اينكه عليه اسلام هرچه صورت بگيرد مانعى ندارد ، فقط كارى كه نبايد بشود اين است كه خاطر مبارك آنان كه دانسته يا ندانسته اسلام را مسخ كردهاند رنجه نشود و غبار كمى هم بر اعتبار و حيثيت آنها ننشيند .
* * * . صفحهء 435 .
2 . هيچ فكر كردهايد كه حس « تغزل » در بشر چه حسى است ؟ قسمتى از ادبيات جهان عشق و غزل است . در اين بخش از ادبيات ، مرد ، محبوب و معشوق خود را ستايش مىكند ، به پيشگاه او نياز مىبرد ، او را بزرگ و خود را كوچك جلوه مىدهد ، خود را نيازمند كوچكترين عنايت او مىداند ، مدعى مىشود كه محبوب و معشوق