تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 577

مساهمون:

ص٥٧٧
مىكنند . به همهء اين نقلها هم نمىتوان خوشبين بود . دنيا وقتى به مردمى رو كند خوبيهاى ديگران را هم به آن عاريه مىدهد و چون پشت كند خوبيهاى خود آنان را نيز از آنان سلب مىكند .
وَ اللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ .
. پاسخ مظالم ظلّ السلطان از متواترات آن زمان است نه اين زمان . اگر اين تواتر حجت نباشد چه تواترى حجت است ؟ ! آيا وظيفهء ما فقط دفاع از انوشيروانها و ظلّ السلطان‌هاست ؟ ! . * * * . صفحهء 408 . در كتاب انتقاد بر قوانين اساسى و مدنى ايران صفحهء 27 مىنويسد : « هنگامى كه قانون مدنى ايران تدوين شد هنوز از برده فروشى در بعضى از نقاط دنيا اثرى به جا بود و در ايران نيز با اينكه اين كار على الظاهر از ميان رفته بود ولى باز در مغز قانونگذاران آثارى از برده فروشى و آزار به زيردستان وجود داشت . زن را در آن دوره چون « مستأجره » مىپنداشتند . زن حق نداشت با مردان نشست و برخاست كند و در اجتماعات راه يابد و به مقامات دولتى برسد . اگر صداى زن را نامحرم مىشنيد آن زن بر شوى خود حرام مىشد . خلاصه مردان آن دوره زن را چون ابزارى مىدانستند كه كار او منحصراً رسيدگى به امور خانه و پروردن فرزند بود و هنگامى كه اين ابزار مىخواست از خانه بيرون برود او را سر تا پا در چادرى سياه مىپيچانيدند و روانهء بازار يا خيابان مىكردند . » . نقل اين اباطيل در اين كتاب زائد است و بدون جواب هم گذارده شده است . نقل اين قسمت ارتباطى هم با مدعاى بحث ندارد ، آنچه مربوط است قسمت بعدى است . پاسخ اين اباطيل همانهاست كه همه روزه در صدها هزار نسخه در جرايد و مجلات نوشته مىشود و در مغزهاى جوانان مسلمان فرو مىرود و بالأخره يك بدبخت مصلحت نشناسى مثل من لازم است كه على رغم منافعى كه در ميان عوام دارد با