معرفى شدهاند - و بعيد نيست كه يك دليل حجاب در اسلام هم همان مسألهء مخالفت با لذات مادى در حد افراط آن باشد . اگر كسى بگويد غرق شدن مردم در شهوات موجب سد راه معرفت مىشود سخنى به گزاف نگفته است .
پاسخ اين مطلب صحيح است و آنچه ما مكرّر در همين كتاب در باب فلسفههاى عفاف اسلامى گفتهايم كه چند وجه است شامل اين وجه هم هست ولى ما نام آن را « رهبانيّت » كه در اسلام صريحاً نفى شده نگذاشتهايم . مسألهء « رُهْبانِيَّةُ امَّتى الْجِهادُ » و امثال اينها تشبيه است نه حقيقت ، و تازه تعريضى است به رهبانيت و عزلت ، و از باب مشاكله است ( به اصطلاح علم بديع ) يعنى رهبانيت امت من ضد رهبانيت است .
* * * . صفحهء 401 .
2 . كافى تأليف محمدبن يعقوب كلينى جلد 5 صفحهء 496 ، و وسائل جلد 3 ص 14 .
براى روايات نهى از تبتل و اختصا ( رهبانيت و خود را اخته كردن ) رجوع شود به صحيح بخارى جلد 7 صفحات 4 و 5 و 40 و صحيح مسلم جلد 4 صفحهء 129 و جامع ترمذى چاپ هند صفحهء 173 .
با وجود كتب خودمان از مراجعه به كتب سنيها مستغنى هستيم . بلى ، استناد به آن كتب در مسائل امامت بجاست زيرا از باب اخذ مدرك از خصم است ، ولى در فقه و تفسير و اخلاق از كتب آنها مستغنى هستيم .
پاسخ كسانى كه در مكتب مرحوم آية اللَّه بروجردى پرورش يافتهاند مىدانند كه مراجعه به كتب اهل سنت براى فهم و درك و تأييد مثبت يا منفى احاديث ما فوق العاده مفيد بلكه لازم است . ايشان مىفرمودند : از وقتى كه عدهاى پيدا شدند وفقه و حديث ما را كه در جوّى پيدا شده كه فقه و حديث آنها به هر حال وجود داشته جدا كردند ، فقه را منحرف كردند . به علاوه در باب حجيت خبر واحد ، آنچه مناط است وثوق است نه مذهب .
روايت سنّى لااقل مؤيّد مىتواند باشد . به علاوه سيرهء اصحاب در فقه و تفسير هميشه بر همين بوده است . كتب شيخ و علامه پر است از نقل اقوال فقهى اهل سنت . تفسير مجمع البيان بيشتر
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 575
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٥٧٥