نقل اقوال آنها و احاديث آنهاست و كمتر حديث شيعه است . تفسير الميزان در همه جا روايات اهل سنت را ذكر مىكند و اخيراً ، هم مجمع البيان و هم الميزان به فارسى ترجمه و چاپ و منتشر مىشوند .
* * * . صفحهء 405 .
دربارهء انوشيروان - كه به غلط او را « عادل » خواندهاند - نقل شده كه وقتى يكى از سرهنگان ارتش او زنى زيبا داشت . انوشيروان به قصد تجاوز به زن او در غياب او به خانهاش رفت . زن جريان را براى شوهر خود نقل كرد . بيچاره شوهر ديد زنش را كه از دست داده سهل است جانش نيز در خطر است . فوراً زن خويش را طلاق گفت . وقتى انوشيروان مطلع شد كه وى زنش را طلاق داده است به او گفت شنيدم يك بوستان بسيار زيبايى داشتهاى و اخيراً آن را رها كردهاى ، چرا ؟ گفت جاى پاى شير در آن بوستان ديدم ترسيدم مرا به درد . انوشيروان خنديد و گفت ديگر آن شير به آن بوستان نخواهد آمد .
قضاوت در اين باره تحقيق بيشترى لازم دارد و مدرك داستانى هم كه نقل شده است ذكر نگرديده است . در خاطر دارم كه گويا در بعضى روايات هم عدالت انوشيروان تأييد شده است . در حديث « وُلِدْتُ فى زَمَنِ الْمَلِكِ الْعادِلِ » نيز بايد تحقيق شود .
پاسخ راوى آن روايت كه در قصص الانبياء راوندى فقط آمده « وهب بن منبّه » وضّاع ايرانى معروف است . به علاوه عادل نبودن انوشيروان از قطعيات تاريخ است .
* * * . صفحهء 405 .
اين ناامنىها اختصاص به ايران و به زمانهاى قديم نداشته است . داستان اذان نيمه شب كه در داستان راستان آوردهايم نشان مىدهد كه چگونه مشابه اين جريانها در دوران تسلط مردم ماوراء النهر بر دستگاه خلافت بغداد ، در بغداد هم رواج داشته است . در همين زمانهاى نزديك خودمان يكى از شاهزادگان در اصفهان از اين گونه تجاوزها زياد داشته است و مردم اصفهان قصههاى زيادى از زمان حكومت او نقل
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 576
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٥٧٦